در زیر مصاحبه ای با ریچارد استالمن آمده است ایشان از اولین کسانی بود که جنبش اوپن سورس را یاپه گذاری کرد و آغاز گر این کار بود ایشان یکی از بی نظرین ترین نقش ها را در دنیای لینوکس دارد
اشاره : شگفتا كه رايانه‌ها از 20 سال پيش تاكنون چگونه متحول شده‌اند و چگونه متحول كرده‌اند. حالا هر روز هزاران نفر به خيل كاربران اين جعبه جادويي دوم اضافه مي‌شوند و هر لحظه كه مي‌گذرد، مفهومي، شاخه‌اي يا رشته‌اي جديد به اين دنيا پيوند مي‌خورد. افزايش اين شاخ و برگ اما هرگز باعث نشده كه اين درخت، پير و كهنسال جلوه كند، كه برعكس، گويي هر روز جذاب‌تر و با شكوه‌تر مي‌نمايد. حاصل اين «پيوند»ها ثمراتي جديدند و گل‌هايي جديد و خارهايي كه بايد آن‌ها را جست و عميقانه‌تر نگاهشان كرد. از 20 سال پيش تاكنون مردي تلاش مي‌كند تا از آزادي نرم‌افزار پاسداري كند. اين مرد ريچارد.م.استالمن نام دارد كه اختصاراً به RMS مشهور شده است. (خود او در نخستين ويرايش لغت‌نامه هكرها مي‌نويسد. «ريچارد استالمن نام دنيوي من است، مي‌توانيد مرا rms صدا كنيد.») استالمن بيست سال پيش بنياد نرم‌افزار آزاد را تأسيس كرد و عليرغم تحولات جنبش نرم‌افزار آزاد طي دو دهه‌اي كه از عمر آن مي‌گذرد، او همچنان بر مواضع خود پافشاري مي‌كند و قاطعانه به تبليغ و ترويج مباني آزادي نرم‌افزار مي‌پردازد. چنانچه در طول گفت‌وگويي كه ترجمه آن را پيش‌رو داريد باز هم به مصاحبه‌كننده (كه خود يكي از مروجين سيستم‌هاي مبتني بر BSD در ايتاليا است) يادآوري مي‌كند كه نبايد مفاهيم مختلف آزادي را با يكديگر اشتباه گرفت. اشتباهي كه از تعدد معاني Free نشأت مي‌گيرد. استالمن هم‌اكنون براي تبليغ نرم‌افزار آزاد به كشورهاي مختلف سفر مي‌كند و به عنوان نمونه اخيراً به سوريه سفري داشته است. اين مصاحبه به چند لحاظ حائز اهميت است. استالمن در خلال گفته‌ها، بار ديگر به تبيين تفاوت‌هاي نرم‌افزار آزاد و نرم‌افزار منبع‌باز مي‌پردازد و به‌طور نسبي تصوير روشن‌تري را از صف‌بندي‌هاي موجود و عمق پيچيدگي‌هاي موضوع نمايان مي‌سازد. نگاهي دوباره به نقش مجوزهاي گنو (GNU) در بقاي آزادي نرم‌افزار (Copy left) و مقايسه آن‌ها با مجوزهاي BSD حاوي نكات مهم و ارزشمندي است. موارد مذكور اگر چه به تفصيل و به كرات در پايگاه وب gnu.org و منابع ديگر يافت مي‌شوند اما بررسي مختصر و يك‌باره آن‌ها در كنار ديدگاه‌هاي استالمن در مورد جديدترين وقايع مرتبط با جوامع آزاد و منبع‌باز در نوع خود جالب و خواندني است. همچنين در شماره‌هاي 33، 35 و 37 در مقالا‌تي تحت عنوان جنبش اپن‌سورس و در شماره 39 ماهنامه شبكه نيز به نقش تاريخي استالمن پرداخته شده است.
• ‌‌‌شايد گنو لينوكس (كل سيستم‌عامل) معروف‌ترين پروژه نرم‌افزار آزاد باشد، نظر شما در مورد اين واقعيت كه لينوكس (هسته) براي مديريت كدهاي سنجش از يك برنامه اختصاصي (متملكانه)(1) استفاده مي‌كند چيست؟o ‌‌ اين كه كسي از نرم‌افزار اختصاصي استفاده كند مايه تأسف است به‌خصوص استفاده آشكار از آن براي توسعه يك بسته نرم‌افزاري آزاد برجسته تأسف‌انگيز است، چون الگوي بدي براي جامعه خواهد بود.

• آيا براي انجام اين‌كار گزينه آزاد ديگري در دست توسعه نيست؟o برنامه‌هاي آزادي كه چنين كارهاي پايه‌اي را انجام دهند وجود دارند. لينوس توروالدز احساس مي‌كند كار با آن‌ها به اندازه كافي آسان نيست. او به سهولت استفاده بيش از ثابت قدم بودن براي آزادي بها مي‌دهد و من تصور مي‌كنم كه اين، جامعه را به مسير غلطي هدايت مي‌كند. به‌عنوان بخشي از پروژه گنو، تام لُرد سرگرم توسعه يك سيستم‌آزاد كنترل منبع به نام Arch مي‌باشد كه ما اميدواريم برنمونه‌هاي اختصاصي غلبه كند. اين‌كه ما در مورد شايستگي فني در حال رقابت با نرم‌افزار اختصاصي هستيم، به معناي آن نيست كه فكر كنيم مردم بايد اين برنامه كنترل منبع را تنها برمبناي كيفيت فني انتخاب كنند. اين خود به معناي بها ندادن به آزادي خواهد‌بود. اگر شما براي آزادي ارزش قائل شويد، در مقابل وسوسه استفاده از برنامه‌اي كه آزادي شما را سلب مي‌كند مقاومت خواهيد كرد، هر چه قدر هم كه برتري فني داشته باشد.

• نظر شما در مورد نرم‌افزار اختصاصي چيست؟ آيا كيفيت پاييني دارد؟ غير ايمن است؟ مانع بزرگي براي آزادي است؟o نرم‌افزار اختصاصي غيراخلاقي است، چون آزادي‌هاي اوليه كاربر براي كنترل رايانه خود و كار‌كردن با آن را انكار مي‌كند. حتي ممكن است بي‌كيفيت يا ناامن باشد. اما اين مسأله ثانويه است. من آن را نخواهم پذيرفت حتي اگر بهترين كيفيت را در دنيا داشته باشد. حقيقتاً به خاطر اين‌كه من، به آزاديم بسيار بيشتر بها مي‌دهم تا آن را فداي كيفيت كنم.

• آيا قانون فدرال ايالات متحده در مورد اجبار در توزيع كد منبع همراه با همه نرم‌افزارها را قبول داريد؟o تاكنون در مورد چنين قانوني اظهارنظر نكرده‌ام. اما فكر مي‌كنم اين قانون مي‌تواند تدبير حفاظتي معتبري براي مصرف كننده باشد. مانند ملزم كردن سازندگان مواد غذايي به انتشار فهرست تركيبات آن. البته بعضي از شركت‌هاي نرم‌افزاري به اين موضوع اعتراض مي‌كنند. درست مانند شركت‌هاي مواد غذايي كه در برابر الزام به انتشار تركيبات و اطلاعات غذايي مقاومت كردند.

• به نظر شما كدام مجوز بايد انتخاب شود؟o درست متوجه اين سؤال نمي‌شوم. انتخاب توسط چه كسي؟ براي چه كاري؟

• منظورم اين است كه اگر قرار باشد چنين قانوني تصويب شود، به نظر شما دولت بايد كدام مجوز را براي كدمنبع نرم‌افزار اعمال كند؟ اگر دولت به هر شركتي اين آزادي را اعطا كند كه مجوزي را براي كد منبعش انتخاب يا ثبت كند احتمالاً اغلب آن‌ها محدودكننده خواهند بود. چيزي شبيه به: «نگاه كن ولي دست نزن!»o اين مسأله در مورد يك قانون فرضي بود كه ملزم مي‌كرد: «هر نوع نرم‌افزاري با كد منبعش توزيع شود.» و اين به هيچ مجوز خاصي براي آن كدمنبع نياز ندارد، فقط لازم است كه كاربر كدمنبع را به‌دست آورد.چگونگي نحوه استفاده كاربر از كدمنبع مسأله جداگانه‌اي است. براي بررسي اين مسأله بايد با اين پرسش از خودمان شروع كنيم كه چه چيزي مي‌تواند استفاده كاربر از كدهاي منبع مذكور را محدود كند. پاسخ فقط دولت است. محدوديت‌هاي اعمال‌‌شده‌اي مانند قانون كپي‌رايت و قراردادها. بنابراين دولت براي اطمينان از اين‌كه همه كدمنبع، نرم‌افزار آزاد است نيازي به مداخله كردن ندارد. بلكه فقط لازم است دخالت را متوقف كند.

• به نظر شما انتقال يك پروژه نرم‌افزار آزاد برروي يك سيستم‌عامل اختصاصي مانند ويندوز ايده خوبي است؟ o انتقال نرم‌افزارهاي آزاد به سيستم‌هاي عامل غيرآزاد غالباً مفيد است. اين به كاربران اين سيستم‌عامل‌ها اجازه مي‌دهد تا تعداد كمي از برنامه‌هاي آزاد را آزمايش كرده و دريابند كه آن‌ها مي‌توانند سودمند باشند، و اين‌كه اين نرم‌افزارها آن‌ها را آزار نمي‌دهند. اين مي‌تواند به مردم كمك ‌كند تا بر نگراني خود در مورد امتحان يك سيستم‌عامل آزاد مانند گنولينوكس غلبه كنند. بسياري از كاربران واقعاً چنين مسيري را طي مي‌كنند. با اين حال بايد مراقب باشيم از عنوان كردن اين‌كه هدف استفاده از نرم‌افزارهاي آزاد برروي سيستم‌هاي اختصاصي چنين چيزي است اجتناب‌كنيم. استفاده از نرم‌افزارهاي آزاد يك قدم به جلو است، اما اين فقط قسمتي از راه آزادي است. براي نيل به اين مقصود بايد از نرم‌افزارهاي اختصاصي كه آزادي كاربران را رد مي‌كند اجتناب كنيم.

• فكر نمي‌كنيد كه در اختيار داشتن تمام اين برنامه‌ها به رايگان باعث باقي ماندن كاربران عادي در آن سكو خواهد شد؟o كاملاً متوجه اين سؤال نمي‌شوم. اما بايد يادآوري كنم كه نرم‌افزارFree معادل نرم‌افزارLibre يا نرم‌افزار آزاد است و الزاماً به معناي «مجاني» نيست. شركت‌هايي هستند كه هر ماه هزاران كپي از نرم‌افزارهاي مجاني را مي‌فروشند.

• من تفاوت Free در معنايي چون «خوراكي رايگان» وFree به عنوان آزادي را مي‌دانم. اين سؤال در مورد «خوراكي رايگان» است. نرم‌افزارهاي آزاد زيادي وجود دارند كه رايگان عرضه مي‌شوند. چيزي كه برآن تأكيد دارم اين واقعيت است كه اغلب نرم‌افزارهاي اختصاصي براي سيستم‌هاي عامل غيراختصاصي پولي هستند. يك كاربر معمولي را در نظر بگيريد. كسي كه حتي از مجوزهاي نرم‌افزاري هم چيزي نمي‌داند. او يك رايانه جديد خريده و براي ويندوز صد دلار پول پرداخت كرده است. او اكنون مي‌تواند بدون پرداخت پول، تعداد زيادي نرم‌افزار آزاد داشته باشد. چرا بايد گنولينوكس را امتحان كند؟ شما در پاسخ مي‌گوييد «آزادي»؟o بله و گفتن از «آزادي» را ادامه خواهم داد. مزاياي صرفه‌جويي اقتصادي به قدر كافي بديهي هستند. مردم به توضيح من نياز ندارند. به هر حال عصر ما به پول آنقدر اهميت مي‌دهد كه مردم گاهي ارزش آزادي را فراموش مي‌كنند. اين چيزي است كه بعضي وقت‌ها بايد به آن‌ها يادآوري كنيم.

• بسيارخوب. اما ما چطور مي‌خواهيم براي او توضيح دهيم كه بايد سيستم‌عاملش را عوض كند چون سيستم‌عامل فعلي كد منبع را تحت يك مجوز نرم‌افزار آزاد ارايه نمي‌كند؟ او حتي نمي‌داند كه كدمنبع چيست!o نرم‌افزار آزاد توسط كاربر كنترل مي‌شود. هنگامي كه يك نسخه از آن را تهيه كنيد مالك آن هستيد. اگر يك خانه بخريد از جابه‌جايي خلاص مي‌شويد. اگر نمي‌دانيد چگونه مي‌توانيد آن را تغيير دهيد مي‌توانيد يك نجار يا لوله‌كش استخدام كنيد تا تغييرات را براي شما انجام دهند. در مورد نرم‌افزار هم چنين است. هر كاربر مي‌تواند از مزاياي آزادي براي تغيير نرم‌افزار نفع ببرد. اگر نرم‌افزار آزاد باشد مي‌توانيد پسرعموي برنامه‌نويس خود را وادار كنيد تا آن را براي شما تغيير دهد. يا كسي را براي اين‌كار استخدام كنيد.نرم‌افزار غيرآزاد توسط توسعه‌دهنده آن كنترل مي‌شود. توسعه‌دهندگان غالباً ويژگي‌هاي بدانديشانه‌اي را اضافه مي‌كنند. مثلاً براي جاسوسي يا محدود كردن كاربر. گاهي اوقات آن‌ها ويژگي‌هاي بدانديشانه را مخفي نگه‌مي‌دارند. در عين حال آن‌ها تصور مي‌كنند كه مردم آنقدر به اين نرم‌افزار وابسته هستند كه آن را حتي با ويژگي‌هاي بدانديشانه هم مي‌پذيرند. كاربران نمي‌توانند اين ويژگي‌ها را حذف كنند چون كدمنبع را ندارند. با نرم‌افزار آزاد چنين چيزي اتفاق نمي‌افتد. چون نرم‌افزار آزاد توسط كاربر كنترل مي‌شود. حتي اگر يك برنامه آزاد يك ويژگي بدانديشانه داشته باشد، هر برنامه‌نويس مي‌تواند آن را حذف و نسخه اصلاح شده را منتشر كند و همه كاربران از جمله كساني كه برنامه‌نويس نيستند از آن نسخه استفاده خواهند كرد. مجبور نيستيد كه اين تغييرات را خودتان انجام دهيد. چون شخص ديگري اين كار را قبل از اين‌كه آن را تهيه كنيد انجام داده است. كاربران نرم‌افزار آزاد همچنين تصميم مي‌گيرند كه آن را چگونه توسعه دهند. در بسياري موارد خواسته بسياري از كاربران يكسان است. دير يا زود كاربراني كه با برنامه‌نويسي آشنا هستند يا كساني كه مي‌توانند براي تغييرات پول بپردازند، تغيير موردنظر شما را انجام مي‌دهند
• نظر شما در مورد اين‌كه لينوكس (هسته) از برنامه‌هاي راه‌انداز دو دويي(binary) راحت و بدون دردسر پشتيباني نمي‌كند چيست؟ به‌عنوان مثال پروژهOPenBSD از چيپ‌هاي بي‌سيم Atheros پشتيباني نمي‌كند چون به يكHAL دودويي نياز دارد كه با يك مجوز ناسازگار، به لحاظ اهداف و سياست‌ها، ارايه شده است. آن‌ها توافقي عمل مي‌كنند. به نظر شما لينوكس (هسته) هم بايد چنين رويكردي اتخاذ كند؟o بله! همين‌طور توسعه‌دهندگان توزيع‌هاي گنولينوكس هم بايد چنين رويكردي داشته باشند. اين خيلي اهميت دارد.

• آيا فكر مي‌كنيد كه سازندگان سخت‌افزار بايد تمام اطلاعات، اسناد، خصوصيات و جزييات مربوط به محصولات خود را منتشر كنند؟ چيزي شبيه سخت‌افزار آزاد؟o چنانچه يك توسعه‌دهنده سخت‌افزار به شما نگويد از سخت‌افزاري كه به شما مي‌فروشد چگونه استفاده كنيد، نبايد آن را بخريد. مبارزه من براي قوانيني كه ملزم مي‌كند همه نرم‌افزارها همراه با كدمنبع ارايه شوند نيست. بلكه فكر مي‌كنم دولت‌ها بايد همه را ملزم كنند كه همه سخت‌افزارهاي جديدي كه به صورت تجاري فروخته مي‌شوند همراه با خصوصيات كامل عرضه شوند.

• آيا شما براي دسترسي آزاد به مشخصات سخت‌افزار، درخواستي را امضاء كرده يا آن را ترويج نموده‌ايد و يا اصولا‌ً در اين مورد اقدامي كرده‌ايد؟o من هر نوع فعاليت غيرقهرآميز و همگاني براي تبليغ چنين قوانيني را تأييد مي‌كنم.

• ظاهراً شركت سان قصد دارد كدمنبع جاوا را عرضه كند. به نظر شما زباني مانند جاوا در صورتي كه تحت پوششGPL قرار گيرد رواج و گسترش بيشتري خواهد يافت؟o از نظر من اين مسأله ثانويه است. اين‌كه يك زبان برنامه‌نويسي بيشتر يا كمتر گسترش يابد، فقط يك موضوع فني است. اين‌كه سكوي جاواي سان غيرآزاد است موضوعي اجتماعي و اخلاقي است كه بسيار مهمتر از يك مسأله فني صرف مي‌باشد. ما براي اين‌كه احترام گذاشتن به آزاديمان را شروع كنيم منتظرشان نمي‌مانيم. ما سرگرم توسعه يك جايگزين آزاد براي همه بخش‌هاي سكوي جاوا هستيم. اگر چه هنوز همه قابليت‌ها را نداريم اما شما مي‌توانيد برنامه‌هاي جاوا را نوشته و اجرا كنيد. در صورتي كه يك برنامه جاوايي را با سكوي جاواي سان توسعه دهيد واقعاً مستقل از سكو نخواهد بود بلكه به يك سكوي اختصاصي وابسته خواهد بود. اما اگر از سكوي جاواي ما براي توسعه آن استفاده كنيد واقعاً در تمام سكوها اجرا خواهد شد.

• فكر نمي‌كنيد مشكل اين باشد كه چه كسي و به چه منظوري توسعه آن را كنترل مي‌كند؟ o مشكل نرم‌افزار اختصاصي اين است كه يك توسعه‌دهنده خاص توسعه آن را كنترل مي‌كند نه شماي كاربر. هر برنامه غيرآزاد يك ارباب و رييس دارد و اگر از اين برنامه استفاده كنيد او رييس شما مي‌شود. روِساي متفاوت نيات متفاوتي هم دارند. بعضي بهتر از بقيه هستند. اما مقايسه يك رييس با رييس ديگر باعث دور شدن از مشكل اصلي مي‌گردد كه همان آزادي است. آزادي به معني نداشتن رييس است. با نرم‌افزار آزاد مجبور نيستيد نگران باشيد كه هدف رييس براي توسعه برنامه چيست چون شما آزاديد كه براي خودتان تصميم بگيريد.

• نظر شما در مورد اين خبر كه سان يك پروژه منبع باز در مورد سيستم‌عاملش، يعني سولاريس 10، ايجاد خواهد كرد چيست؟o متوجه نمي‌شوم كه اين دقيقاً چه معنايي دارد. من مدافع منبع‌باز نيستم. اگر سان سيستم‌عامل سولاريس را به يك نرم‌افزار آزاد تبديل كند پس به آزادي كاربر احترام خواهد گذاشت. اين كار خوبي است. ساختن سولاريس آزاد مي‌تواند يك كمك و همكاري اساسي و مهم براي جامعه نرم‌افزار آزاد باشد. اما از آنجا كه ما پيش از اين نرم‌افزاري داشته‌ايم (گنو لينوكس) كه كم يا بيش مشابه آن است، اين همكاري به اندازه اپن‌آفيس يا آزاد كردن جاوا اهميت نخواهد داشت.

• آيا در فكر توسعه چيزي به صورت يك انشعاب يا شايد جايگزيني Hurd به جاي كرنل آن هستيد؟o منظور اين سؤال را نمي‌فهمم. انشعاب براي چه؟ جايگزيني Hurd با هسته چه چيزي؟

• من در مورد جايگزين كردن كرنل سولاريس 10 به جاي هسته Hurd صحبت مي‌كنم (البته در صورتي كه آزاد باشد) o اين كار قابل انجام است اما هدفي براي اين‌كار نمي‌بينم. هسته‌اي آزاد به نام لينوكس از قبل وجود داشته كه با سيستم گنو كاملاً خوب كار مي‌كند. چرا ما بايد آن را با هسته سولاريس جايگزين كنيم؟

• به همان دليلي كه گنو،Hurd را توسعه داد. o هنگامي كه ما توسعهHurd را شروع كرديم هسته آزادي وجود نداشت. انگيزه ما فراهم كردن يك كرنل آزاد بود. از آنجا كه اكنون هسته‌اي آزاد و در حال كار به نام لينوكس داريم توسعهHurd بيش از اين ضرورتي ندارد. ما به دو دليل اين‌كار را دنبال مي‌كنيم. يك آن‌كهHurd طراحي قوي‌تري دارد و داراي برتري‌هايي مي‌باشد. دوم آن‌كهHurd يك هسته گنو خواهد بود براي پروژه گنو.يعني هيچ‌ يك از اين مزايا با استفاده از سولاريس به‌دست نمي‌آيد.

• وضعيت توسعهHurd چگونه است؟o Hurd اجرا مي‌شود اما نه به‌طور قابل اعتماد. توسعه دهندگان به آهستگي سرگرم كار برروي آن هستند. اگر چه يكي از آن‌ها بخشي از وقت خود را صرف يافتن منابع مالي كرده است.توسعه‌دهندگان به اين نتيجه رسيده‌اند كهMach به عنوان يكMicrokernel غيرقابل اعتماد است و به جاي آن لازم است Hurd را به4 L انتقال دهند كه اين امر مستلزم بازنويسي‌هاي اساسي است.

• چه نوع رقابتي بين GNU/Hurd تكميل شده وGNU/Linux وجود خواهد داشت؟o هم GNU/Hurd ، زماني كه به‌طور قابل اعتماد اجرا شود و هم GNU/Linux ، هر دو سيستم‌هاي عامل آزاد خواهند بود. (مشروط براين‌كه كسي به آن‌ها بسته‌هاي غيرآزاد اضافه نكند) بنابراين انتخاب ميان آن‌ها انتخابي كاملاً كاربردي خواهد بود. من اميدوارمHurd به‌واسطه معماريش توانايي‌هاي بيشتري ارايه كند.

• من براي روشن شدن موضوع، جملا‌تي را نقل مي‌كنم:- نقل ازHurd و لينوكس (در پايگاهgnu.org)«هنگامي كه در سال 1990 توسعهHurd را شروع كرديم پرسش پيش روي ما اين بود كه چگونه مي‌توانيم هسته آزاد براي سيستم GNU تهيه كنيم. آن زمان هسته آزاد يونيكس مانندي وجود نداشت و ما مي‌دانستيم كه هيچ‌كس قصد نوشتن آن را ندارد. تنها راه براي داشتن يك كرنل رايگان آن بود كه خودمان آن را بنويسيم، بنابراين دست به كار شديم».- نقل از لينوكس و پروژه گنو (پايگاهgnu.org )«به غير از گنو پروژه ديگري به‌طور مستقل يك سيستم‌عامل يونيكسي ساخته بود. اين سيستم كه اكنون بهBSD مشهور است در دانشگاه بركلي توسعه يافته بودBSD . در دهه هشتاد غيرآزاد بود اما در اوايل دهه نود به صورت آزاد عرضه شد.»- نقل از «منبع باز: نداهايي از انقلاب منبع‌باز»:«كدهاي شبكه‌سازيBSD و يوتيليتي‌هاي پشتيبان تحت‌نام 1Networking Releas و به عنوان اولين كدهاي آزاد قابل‌ بازتوزيع بركلي در ژوئن 1989 عرضه شدند. ضوابط اعطاي مجوز، آزادانه بود. دارنده مجوز مي‌توانست كدهاي اصلاح شده يا نشده را به شكل اوليه يا دودويي و بدون حق اختراع يا پرداخت پول به بركلي، عرضه كند. تنها شرط لازم اين بود كه اعلاميه‌هاي كپي‌رايت موجود در فايل منبع دست‌نخورده باقي مانده و در مستندات محصولاتي كه در آن‌ها از اين كدها استفاده شده اشاره گردد، كه اين محصول حاوي كدهاي دانشگاه كاليفرنيا و شركايش مي‌باشد. عليرغم اين‌كه بركلي براي هر نوار هزار دلار پول مي‌گرفت، هر كس مختار بود يك كپي از آن را از كسي كه قبلاً آن را دريافت كرده بگيرد. در واقع مدت كوتاهي بعد از ارايه آن، پايگاه‌هاي بزرگ زيادي آن را به عنوانftp هاي بي‌نام عرضه كردند. عليرغم اين دسترسي آسان،CSRS از اين‌كه صدها سازمان كپي‌هايي از آن را خريداري كرده بودند خوشحال بود چرا كه درآمدها صرف توسعه بيشتر مي‌شد.» ضمن خواندن اين صفحات به چيزي برخوردم كه متوجه آن نمي‌شوم: اگرBSD از ژوئن 1989 با يك مجوز آزاد موجود بوده است چرا به جاي نوشتن ‌Hurd با هسته آن‌ها شروع نكرديد؟ همين سؤال در مورد هسته لينوكس در سال 1991 هم صدق مي‌كند.o فقط بخش‌هايي ازBSD در ژوئن 1989 با يك مجوز آزاد در دسترس بودند. با دقت ببينيد اينجا چه گفته است:«كدهاي شبكه‌سازيBSD و يوتيليتي‌هاي پشتيبان تحت عنوان 1 Networking Releas در ژوئن 1989 عرضه شدند.» و «كدهاي شبكه‌سازي» BSD فقط بخشي از يك هسته است.
• اين بخش‌ها از چه نوع مجوز آزادي استفاده مي‌كردند؟o فكر مي‌كنم مجوز اصليِBSD بود، مشابه 4 .4 BSD به بعد اما مطمئن نيستم.

• اين مجوزBSD به اندازه كافي آزاد نبود؟o اين مجوز واجد شرايط نرم‌افزار آزاد هست. اما به نظر من به خوبيِ بعضي از مجوزهاي نرم‌افزار آزاد نيست. چون از آزادي همه كاربران حفاظت نمي‌كند. اين به واسطه‌ها اجازه مي‌دهد تا نرم‌افزارها را اختصاصي كنند كه اين به معني توزيع نرم‌افزار در ميان ديگران اما بدون آزادي است.

• چرا نوشتن يك مجوز جديد(GPL) را ترجيح داديد؟o من در اينجا يك سردرگمي مي‌بينم. تصميم من براي توسعه مجوزهاي گنو هيچ ارتباطي به مجوزهايBSD نداشته است. مجوزهاي BSD بعد از مجوز GNU GPL مورد استفاده قرار گرفتند. در سال 1985 يا 1986 من با افرادي ازCSRG بركلي ملاقات كردم و از آن‌ها درخواست كردم كه كارشان را از كد يونيكسATِT جدا كنند. من از آن‌ها خواستم كه كدشان را به ‌جاي دسترسي فقط از طريق مجوزهاي ATِT به عنوان نرم‌افزار آزاد عرضه‌ كنند. اين كار را كردم چون مي‌خواستم از كدهايBSD در گنو استفاده كنم.

• مي‌دانم كه شما پايه‌گذار جنبش نرم‌افزار آزاد هستيد، با اين حال نمي‌فهمم كه شما چگونه محدوديت‌هاي تحميل شده توسط GPL را آزادي معني مي‌كنيد. مثلاً شما بايد كد اصلاح‌شده منبع را براي نرم‌افزاري كه به صورت عمومي عرضه مي‌شود ارايه دهيد و اين‌كه بايد تحت همان GPL باشد. از نظر من مجوز BSD به كاربران، توسعه‌دهندگان و مشاغل آزادي بيشتري مي‌دهد. اين‌طور نيست؟o اين همان چيزي است كه تضمين مي‌كند كاربران از چهار آزادي برخوردار هستند. مجوزهايBSD چنين تضميني ارايه نمي‌دهند و بنابراين همه كاربران چنين آزادي‌هايي را ندارند. مجوزهايBSD آزادي بيشتري اعطا نمي‌كنند. آنچه فراهم مي‌كنند، براي آن‌ها كه مي‌توانند از آن سود ببرند، قدرت است، قدرت نفي آزادي ديگران بهتر است.(براي خواندن توضيحات بيشتر مي‌توانيد به اين صفحه مراجعه كنيد:www.gnu.org/philosophy/freedom-or-power.html)

• نخستين نسخه GPL در فوريه 1989 آمد. نسخه دوم آن در ژوئن 1991 ارايه شد. دليل آن چه بود؟o به خاطر ندارم كه چه تغيير خاصي صورت گرفت اما شما مي‌توانيد اين دو را ببينيد و مقايسه كنيد. ما هر تغييري را به دليل خاصي انجام داديم. اين مانند عرضه نسخه 2/1 يك برنامه است، شما باگ‌هايي يافته‌ايد و آن‌ها را اصلاح مي‌كنيد.

• آيا نسخه سوم هم در راه است؟o ما سرگرم كار برروي يك نسخه جديد هستيم اما جاهايي وجود دارد كه نمي‌دانيم انجام دادن چه كاري درست است.

• چرا GPL اين‌قدر طولاني و قانون‌مأبانه است؟GPL يك سند قانوني است، بنابراين به زبان قانون نوشته شده است در غيراين‌صورت اين سند به‌درد نمي‌خورد. اين سند شامل آسان‌ترين لغاتي است كه مي‌توانستم پيدا كنم تا اين شرايط را به‌طور واضح و غيرمبهم بيان كنم.

• در هفتم اكتبر 2004 جف.و.مركي پيشنهاد زير را در فهرست پستي Linux.kernel ارايه داد:«ما مبلغ پنجاه هزار دلار آمريكا را براي يك بار مجوز Linux Kernel Source براي يك Snapshot واحد از يك نسخه واحد لينوكس برمبناي شماره عرضه به Kernel.org پيشنهاد كرديم. اين پيشنهاد بايد توسط «همه» دارندگان حق طبع پذيرفته شود و اين نگارش متعاقباً از مجوز GPL به مجوزي از نوع BSD براي اين كد تبديل خواهد شد. به بيان ديگر استفاده از نسخه‌هاي2 .x غيرآزاد بوده و همچنين استفاده از آن بدون انجام تغييرات مجاز مي‌باشد. لازم به توضيح است كه مبلغ فوق به Kernel.org پرداخت مي‌شود و بايستي توسط “همه” مورد پذيرش واقع شود.» نظر شما در مورد اين پيشنهاد چيست؟o احمقانه بود كه مردم آن را بپذيرند. چرا بايد به او اجازه داد لينوكس را در اختيار كاربران قرار دهد بدون آن‌كه به آزادي آن‌ها احترام بگذارد. اگر من در لينوكس مشاركت داشتم به آن‌ها نه مي‌گفتم و براي اين‌كه بايد به آزادي كاربران احترام گذاشت پافشاري مي‌كردم. من هيچ بخشي از لينوكس را ننوشته‌ام اما اين همان چيزي است كه من هنگام توسعه يك برنامه به آن توجه مي‌كنم.

• تعدادي از توسعه‌دهندگان اين پيشنهاد را فوراً رد كردند. بنابراين به نظر مي‌رسد كه آن‌ها براي ديدن نگارشي از لينوكس مبتني بر مجوز BSD شانسي ندارند.o چه بهتر!

• به هر حال شك دارم كه اين وضعيت در آينده تغيير كند. با اين‌همه، لينوكس براي مديريت كد منبعش از يك نرم‌افزار اختصاصي استفاده مي‌كند. اين واقعاً الگوي بدي براي جنبش نرم‌افزار آزاد است. يعني اعطاي آزادي در ازاي پول. آيا براي اطمينان از اين‌كه اين امر هرگز اتفاق نيفتد برنامه‌اي داريد؟o نمي‌توانم پيشگويي كنم. اما حدس مي‌زنم كساني كه پاسخ منفي دادند را‡ي خود را حفظ كنند. لينوس با استفاده از يك نرم‌افزار غيرآزاد در اين راه حساس و عمومي، الگوي بدي را در جامعه جا انداخته است. هنگامي كه او اين كار را كرد، من در ليستLinux.Kernel از او انتقاد كردم و فكر مي‌كنم با مطرح كردن اين موضوع به منصرف شدن پروژه‌هاي ديگر از انجام چنين كاري كمك كرده‌ام. به اين ترتيب تأثيرات زيان‌آور اين قضيه كاهش يافته است. بنياد نرم‌افزار آزاد نمي‌تواند بيش از اين كاري در مورد لينوكس انجام دهد چرا كه ما در توسعه اين برنامه خاص نقشي نداريم.

• لينوكس امروز فقط يك هسته است. بنابراين شما هنوز مستقيماً روي ديگر بخش‌هاي اين سستم‌عامل نظارت داريد. دليل اين‌كه نام كامل سيستم‌عامل گنو لينوكس مي‌باشد هم همين است.o اين دليل نامگذاري گنو - لينوكس نيست و ارتباطي به آن ندارد. نام گنو لينوكس به اين معني است كه اين ليست با عنوان گنو آغاز و لينوكس به آن اضافه شده است.اين روزها سيستم شامل هزاران بسته‌اي است كه توسط هزاران توسعه‌دهنده توليد مي‌شوند. اما پايه و اساس هنوز گنو است و لينوكس به آن اضافه شده است.

• بابت اين توضيح ممنونم. فكر مي‌كنم تنها كسي نبودم كه اين تصور غلط را داشته است چون صفحه خانگي پروژه دبيان (http://www.debian.org/) مي‌گويد: «دبيان از هسته لينوكس استفاده مي‌كند (هسته يك سيستم‌عامل) اما اغلب ابزارهاي پايه‌اي سيستم‌عامل برگرفته از پروژه گنو مي‌باشند، از همين رواست كه گنولينوكس نام دارد»آيا در مورد اين‌كه روزي لينوس توروالدز تصميم بگيرد رهبري يكي از توزيع‌هاي لينوكس را به‌دست گيرد فكر كرده‌ايد؟o خير چون او هميشه گفته است كه علاقه‌اي به اين كار ندارد. اگر مي‌خواهد چنين كاري كند البته كه استحقاق آن را دارد. هر كسي مي‌تواند اين كار را انجام دهد.

• امروزه «لينوكس» واژه جادويي IT است و سردرگمي‌هاي فراواني در مورد بروز معاني نرم‌افزار آزاد منبع‌باز و يا لينوكس و گنولينوكس وجود دارد. از اين‌كه گنو و بنياد نرم‌افزار آزاد مقبوليت و نفوذ خود را از دست بدهد نمي‌ترسيد؟o به كار بردن واژه ترس نسبتاً سخت است. احساس من نگراني در مورد بروز يك مشكل واقعي است. پروژه گنو زماني اعتبار خود را از دست مي‌دهد كه مردم كارهاي بسيار مهم گذشته ما را به ديگري نسبت بدهند و اين اثربخشي كارهاي امروزي ما را كاهش مي‌دهد.ده‌ها ميليون نفر اكنون از سيستم‌عاملي استفاده مي‌كنند كه به خاطر يك مبارزه هميشگي براي آزادي - چيزي بي‌همتا در دنياي رايانش - توسعه يافته است و آن‌ها اين را نمي‌دانند. نام لينوكس هرگز با آزادي به عنوان هدف پيوند نخورده است، اين مقصود با نام گنو گره خورده است. وقتي مردم مي‌پندارند كه سيستم لينوكس است، از چرايي توسعه آن تصور غلطي خواهند داشت. آن‌ها فكر مي‌كنند لينوس توروالدز آن را براي تمرين و سرگرمي به‌وجود آورده است. لذت و آزادي هر دو مي‌توانند مردم را براي توسعه نرم‌افزار آزاد تهييج كنند. اگر مردم اين موضوع را بدانند اين محرك‌ها مي‌توانند براي آن‌ها الهام‌بخش باشند. من از كاربران گنولينوكس مي‌خواهم كه بدانند دليل موجوديت اين سيستم آزادي است. آن وقت است كه گروهي از آن‌ها براي دفاع از آزاديمان به ما ملحق خواهند شد. در دنيا هرگز به اندازه كافي براي آزادي مدافع وجود ندارد.

• همان‌طور كه گفتيد: «در دنيا هرگز به اندازه كافي براي آزادي مدافع وجود ندارد.» اما Distrovatch.com بيش از 350 توزيع گنو لينوكس را برشمرده است. به نظر شما اين به نوعي پراكندگي منابع نيست؟o طبيعتاً مقداري اتلاف وجود دارد. اما نه به اندازه‌اي كه فكر مي‌كنيد. بسياري و شايد اغلب اين توزيع‌ها مشتقاني از توزيع‌هاي ديگر هستند و حفظ يك توزيع اشتقاقي كار چنداني ندارد.

• شما داروينِ اپل را چگونه معنا مي‌كنيد؟ هم اختصاصي و هم منبع‌باز؟o داروين اكنون نرم‌افزار آزاد است نه اختصاصي (منبع باز هم هست) گر چه دو سال پيش بخش‌هايي از كد داروين مجوز متفاوتي داشت كه منبع‌باز بود، اما نرم‌افزار آزاد محسوب نمي‌شد.

• من از چند سال پيش بازار سيستم‌هاي عامل را زير نظر دارم. به نظر من با هر عرضه Mac OSX اضافه شدن نوآوري‌ها تداوم يافته و تجربه كاربران آن بهبود مي‌يابد. اما چنين بهبودهايي را در هيچ يك از توزيع‌هاي تجاري گنولينوكسRedHat) ،Mandrake ،Novell/suse و ...) نمي‌بينيم. چنين به نظر مي‌رسد كه اين شركت‌هاي بزرگ يك محصول كامل را به سادگي با در كنار هم قرار دادن نتيجه و دستاورد پروژه‌هاي خارجي گوناگون توليد مي‌كنند. آن‌ها لينوكس (هسته)،GCC ، يوتيليتي‌هاي ديگر گنو،XFree/X.org ،KDE/Gnome و غيره را دربر‌دارند. پس نوآوري براي كاربر كجاست؟o بخش آخر پرسش شما اين تصور را القا مي‌كند كه نوآوري همان چيزي است كه ما مي‌خواهيم و آزادي مسأله ثانويه است. از نظر من اين درست عكس قضيه است. آزادي مهمترين چيز است و نوآوري تا جايي كه آزاديمان را حفظ كند خوب است. هرگز از خودم نپرسيده‌ام كه ممكن است نرم‌افزار آزاد به معناي نوآوري بيشتر باشد يا نباشد چون خواسته من آزادي است. نرم‌افزار آزاد نرم‌افزاري است كه به آزادي ما احترام مي‌گذارد. نرم‌افزار اختصاصي (متملكانه) منكر آزادي كاربر است. در صورتي كه نرم‌افزار اختصاصي نوآورانه باشد باز هم از آن استفاده نخواهم كرد. من بيست سال براي آزادي خودم و شما جنگيده‌ام و به خاطر رسيدن به راحتي، از آن دست برنخواهم داشت.نوآوري تا جايي پسنديده است كه به آزادي مردم احترام مي‌گذارد اما هنگامي كه طعمه‌اي است تا مردم آزاديشان را فدا كنند، ناپسند است.

• من در مورد شركت‌هاي تجاري صحبت مي‌كنم كه با عرضه نرم‌افزارهاي آزاد از آزادي حمايت كرده‌اند. بنابراين آزادي از قبل وجود داشته است. آن‌ها مي‌توانند نوآور باشند يا نباشند. اين فقط جنبه تجاري دارد. آن‌ها ترجيح دادند پول‌ها را صرف آگهي‌هاي بزرگ تبليغاتي كنند. تنها ترديد آن‌ها اين بود كهGPL ممكن است مانع نوآوري شود.GPL مانع اصلاحات غيرآزاد است GPL .تنها ممكن است مانع «نوآوري»‌هايي شود كه غير‌آزاد هستند، آيا اشكالي در آن مي‌بينيد؟ من نمي‌بينم. اگر برنامه‌اي غيرآزاد باشد تهاجمي به همبستگي اجتماعي محسوب مي‌شود. خوشحال خواهم شد اگر بتوانم از توسعه چنين نرم‌افزاري جلوگيري كنم.

• جايي خوانده‌ام كه مايكروسافت ادعا كردهGPL نوآوري در كسب و كار را نابود مي‌كند.GPL براي حراست از آزادي نرم‌افزار آزاد ايجاد شده است. اين مجوز مي‌گويد كه نسخه‌هاي اصلاح شده نرم‌افزار هم بايد آزاد باشند. اين همان چيزي است كه مايكروسافت نمي‌پسندد. مايكروسافت فكر مي‌كند حق دارد از كار ما در محصولاتش استفاده كند، حتي هنگامي كه اين محصولات اختصاصي هستند. مايكروسافت به ما اجازه نمي‌دهد از كدهاي منبعش در برنامه‌هاي خود استفاده كنيم اما فكرمي‌كند كه ما بايد به آن‌ها اجازه دهيم تا از كدهاي منبع ما در برنامه‌هايشان استفاده كنند. مايكروسافت مي‌گويد: «مال من مال خودم است و مال تو هم مال من است».اما آيا حمايت ما از آزادي كاربران از نوآوري خاصي جلوگيري خواهد كرد؟ شايد. زماني كه يك نوآوري به قيمت سلب آزادي ما تمام شود، GPL مي‌گويد نه! آيا اين چيز بدي است؟ اين به ارزش‌هاي شما بستگي دارد. اگر تماماً براي نوآوري ارزش قائليد و براي آزادي بهايي قائل نيستند آن‌گاه حمايت قاطعانهGPL از آزادي كاربران را چيز بدي مي‌پنداريم. از سوي ديگر اگر براي آزادي ارزش قائل باشيد، خوشحال خواهيد شد كه GPL سد راه توسعه‌دهندگان بي‌قيدي است كه از نوآوري‌هاي وسوسه‌انگيز به عنوان طعمه براي كاربران استفاده مي‌كنند تا از آزادي‌شان دست بكشند. از آن‌جا كه مصمم هستم آزاديم را حفظ كنم از نرم‌افزار غيرآزاد استفاده نخواهم كرد. پس اگر نوآوري‌هاي شما نرم‌افزار غيرآزاد مي‌باشد، لطفاً آن‌ها را ننويسيد. لطفاً كار ديگري انجام دهيد. كاري كه نفي‌كننده آزادي كاربران نباشد.

• استيو بالمر، مدير اجرايي مايكروسافت، گفته است: «از حدود سه سال پيش ما امنيت نرم‌افزاري را در اولويت قرار داده‌ايم.» آيا امنيت نرم‌افزار براي گنو نيز در اولويت است؟o من چنين نظري ندارم اما تلا‌ش مي‌كنيم آن‌را ايمن سازيم.

• چراGCC هنوز داراي هيچ فناوري حفاظتي حافظه‌اي نيست؟o من از توسعه‌دهندگانGCC خواهم خواست تا نگاهي به اين روش‌ها داشته باشند و من را در مورد امكان نصب يك يا چند تا از آن‌ها درGCC مطلع سازند.

• آيا پروژه گنو استانداردهايي چون IEEE و استانداردهاي بالفعل را پذيرفته و به رسميت مي‌شناسد؟o ما از همه استانداردها تا زماني كه براي كاربران مفيد باشد تبعيت مي‌كنيم. با اين حال ما آن‌ها را نه به عنوان اجبار بلكه صرفاً پيشنهاد تلقي مي‌كنيم. اما اگر رها كردن يك استاندارد براي كاربران راحت‌تر باشد، اين كار را مي‌كنيم.به عنوان مثال، C استاندارد، كامپايلر را ملزم مي‌كند كه ورودي‌هايي كه با قواعد Syntax (نحوي) سازگاري ندارند را گزارش كندGCC . اما گونه‌هايي از C را دارد كه اجازه مي‌دهد از اعلام اين ناهماهنگي‌ها صرف‌نظر كنيد و اين يعني تداخل با استاندارد. من براي حل اين مسأله تابعي به نام-ansi را قرار داده‌ام تا اعلا‌م گزارش‌هاي خطا را غيرفعال كند. ضمن آن‌كه- - pedantic را هم قرار داده‌ام تا رفتار كامپايلر مطابق با استاندارد باشد. در واقع - - pedantic براي آن است كه نگوييم اين كامپايلر منطبق برC ‌استاندارد نمي‌باشد. يعني ابزارهايGNU مانندdf و du تا زماني كه متغير POSIXLY-CORRECT را تنظيم نكنيد، از دستورالعمل POSIX تبعيت نخواهند كرد. مثلا‌ً در GNU به طور معمولdf وau فضاي حافظه را با كيلو (k) گزارش مي‌كنند حال آن‌كهPOSIX مي‌گويد كه بايد از واحدهاي 512 بايتي استفاده كنيد. اگر متغيري كه گفتم را تنظيم كنيد،df و au نيز از واحدهاي 512 بايتي استفاده خواهند نمود.
پي‌نوشت:

(1) لغتproperietary در فارسي معمولا‌ً به معناي اختصاصي به‌كار گرفته شده است. اما به نظر مي‌آيد كه معادل چندان مناسبي نباشد، زيرا تعريف دقيق آن نرم‌افزاري است كه در مالكيت شركتي خاص قرار دارد و يا تحت قوانين مربوط به مارك تجاري ثبت شده (Registered Trade Mark) مي‌باشد. بنابراين “متملكانه” شايد معادل مناسب‌تري باشد. وليكن در اين متن به همان معادل “اختصاصي” اكتفا شده است.
در بار ه ریچارد استالمن
ريچارد.م.استالمن در شانزدهم مارس 1953 در منهتن به دنيا آمد. وي در اواخر دهه 60 ميلادي و مدت‌ها پيش از انقلاب رايانه‌هاي شخصي اين فرصت را پيدا كرد تا براي اولين‌بار كار با يك رايانه را تجربه كند. اين تجربه به او كمك كرد تا تابستان پس از فراغت از تحصيل در دبيرستان را صرف نوشتن اولين برنامه خود كند. مدتي پس از آن به سمت معاونت آزمايشگاه بخش زيست‌شناسي دانشگاه راكفلر منصوب شد. اگر چه استالمن نبوغ خود را در رياضيات و فيزيك نشان داده بود، اما ذهن تحليل‌گر او رئيس آزمايشگاه را به شدت تحت تأثير قرار داده بود. مادر استالمن خاطرات جالبي را از يك گفت‌وگوي تلفني چند سال پس از جدايي فرزندش از آزمايشگاه به ياد مي‌آورد: <پشت خط پرفسوري از راكفلر بود. او مي‌خواست بداند كه ريچارد اكنون مشغول چه كاري است و بعد از اين‌كه فهميد در زمينه رايانه فعاليت مي‌كند خيلي تعجب كرد. او هميشه فكر مي‌كرد ريچارد به عنوان يك زيست‌شناس آينده درخشاني خواهد داشت>! استالمن پس از اين كار، كسب تجربه و مهارت در زمينه رايانه را ادامه داد. او در سال 1971 و در حالي كه دانشجوي جديد دانشگاه هاروارد بود، به عنوان يكي از هكرهاي آزمايشگاه هوش مصنوعي MIT (هكر در معناي ‌واقعي) مشغول به كار شد. او توسط Russ Noftsker استخدام شده بود. كسي كه بعدها به يكي از مخالفين سرسخت استالمن تبديل شد. در دهه هشتاد جامعه هكرها كه همه زندگي استالمن را تحت‌تأثير خود قرار داده بود، تحت فشار تجاري‌شدن صنعت نرم‌افزار رو به انحلال نهاد. در سال 1980 يكي از هكرهاي آزمايشگاه هوش مصنوعي به نام ريچارد گرين بلات شركتLMI را به منظور فروش ماشين‌هايLisp ، كه آن را همراه با تام نايت طراحي كرده بود، تأسيس كرد. گرين‌بلات از مشاركت سرمايه‌گذاران متفرقه جلوگيري مي‌كرد، چرا كه عقيده داشت سود حاصل از توليد و فروش ماشين‌هايLisp به خوبي مي‌تواند باعث رشد شركت شود. در مقابلRuss Noftsker و هكرهاي ديگر عقيده داشتند كه شيوه مرسوم سرمايه‌گذاري روش مناسب‌تري است. از آن‌جا كه هيچ توافقي حاصل نشد، بقيه توسعه‌دهندگان به LMI مهلتي يكساله دادند و پس از آن Symbolic را تأسيس كردند. آن‌ها در خلال اين تحولات بسياري از هكرهاي باقي‌مانده را به خدمت گرفته و متقاعد كردند كه به‌واسطه تضاد منافع، كار در آزمايشگاه را رها كنند.با وجود اين‌كه هر دو شركت به عرضه نرم‌افزار اختصاصي روي آوردند، استالمن احساس مي‌كرد كهLMI برخلافSymbolics از تخريب آزمايشگاه اجتناب مي‌كند. از اين رو وي به مدت دو سال (1982 تا اواخر 1983) يك‌تنه تلاش مي‌كرد تا از انحصار آن‌ها بر رايانه‌هاي آزمايشگاه جلوگيري كند. در آن زمان او آخرين نفر از هكرهاي هم نسل خود بود. از او خواسته شده بود تا از افشاي اصول خود امتناع ورزد. اما او برخلاف اين تقاضا ترجيح داد تا انديشه‌هاي خود را به گوش ديگران برساند.فلسفه استالمن اين بود كه «نرم‌افزار بايد آزاد باشد.» اگر استفاده بخشي از يك نرم‌افزار براي كاربري يا هكري سودمند باشد اين حق و وظيفه توسعه‌دهنده است كه به آن‌ها اجازه استفاده و بهبود آن را بدون مانع‌تراشي و اعمال محدوديت در حقوقشان اعطا كند. اين چنين بود كه او در سپتامبر 1983 بنياد نرم‌افزار آزاد را بنا نهاد و كار برروي پروژه گنو (GNU) را آغاز كرد. استالمن در ژانويه 1984 كار خود را در MIT ترك كرد تا به صورت تمام وقت خود را وقف كاري كند كه ارزش بسيار فراتري براي آن قائل بود. كاري كه به خاطر آن تحصيل در مقطع دكترا را نيمه‌كاره رها كرد. در سال 1985 استالمن مانيفست گنو را منتشر ساخت و در سال‌هاي بعد نيز به ترفيع و توسعه مفاهيم نرم‌افزار آزاد پرداخت كه از آن جمله مي‌توان به طرح مفهومCopy left در سال 1989 به عنوان شيوه‌اي براي تضمين بقاي آزادي‌هاي كاربر اشاره كرد. در همين ايام توسعه يك هسته براي سيستم‌عامل گنو به نام hurd نيز آغاز شد. اما در سال 1991 و با عرضه هسته لينوكس خلاء يك هسته مناسب براي گنو پر شد (كه اين امر تاحدودي بر كُندشدن پروژه hurd تأثيرگذار بود). استالمن در حال حاضر نيز به تبليغ و ترويج عقايد خود مي‌پردازد و يكي از مهمترين مردان امروز IT است. از ميان افتخارات پرشمار او مي‌توان به كسب چهار درجه دكتراي افتخاري از دانشگاه‌هاي مختلف اشاره كرد.

0 comments:

azilla azilla azilla azilla

 

تمامی محتوای این وبلاگ تحت لیسانس کپی لفت می باشد و استفاده از مطالب آزاد می باشد