اشاره : شگفتا كه رايانهها از 20 سال پيش تاكنون چگونه متحول شدهاند و چگونه متحول كردهاند. حالا هر روز هزاران نفر به خيل كاربران اين جعبه جادويي دوم اضافه ميشوند و هر لحظه كه ميگذرد، مفهومي، شاخهاي يا رشتهاي جديد به اين دنيا پيوند ميخورد. افزايش اين شاخ و برگ اما هرگز باعث نشده كه اين درخت، پير و كهنسال جلوه كند، كه برعكس، گويي هر روز جذابتر و با شكوهتر مينمايد. حاصل اين «پيوند»ها ثمراتي جديدند و گلهايي جديد و خارهايي كه بايد آنها را جست و عميقانهتر نگاهشان كرد. از 20 سال پيش تاكنون مردي تلاش ميكند تا از آزادي نرمافزار پاسداري كند. اين مرد ريچارد.م.استالمن نام دارد كه اختصاراً به RMS مشهور شده است. (خود او در نخستين ويرايش لغتنامه هكرها مينويسد. «ريچارد استالمن نام دنيوي من است، ميتوانيد مرا rms صدا كنيد.») استالمن بيست سال پيش بنياد نرمافزار آزاد را تأسيس كرد و عليرغم تحولات جنبش نرمافزار آزاد طي دو دههاي كه از عمر آن ميگذرد، او همچنان بر مواضع خود پافشاري ميكند و قاطعانه به تبليغ و ترويج مباني آزادي نرمافزار ميپردازد. چنانچه در طول گفتوگويي كه ترجمه آن را پيشرو داريد باز هم به مصاحبهكننده (كه خود يكي از مروجين سيستمهاي مبتني بر BSD در ايتاليا است) يادآوري ميكند كه نبايد مفاهيم مختلف آزادي را با يكديگر اشتباه گرفت. اشتباهي كه از تعدد معاني Free نشأت ميگيرد. استالمن هماكنون براي تبليغ نرمافزار آزاد به كشورهاي مختلف سفر ميكند و به عنوان نمونه اخيراً به سوريه سفري داشته است. اين مصاحبه به چند لحاظ حائز اهميت است. استالمن در خلال گفتهها، بار ديگر به تبيين تفاوتهاي نرمافزار آزاد و نرمافزار منبعباز ميپردازد و بهطور نسبي تصوير روشنتري را از صفبنديهاي موجود و عمق پيچيدگيهاي موضوع نمايان ميسازد. نگاهي دوباره به نقش مجوزهاي گنو (GNU) در بقاي آزادي نرمافزار (Copy left) و مقايسه آنها با مجوزهاي BSD حاوي نكات مهم و ارزشمندي است. موارد مذكور اگر چه به تفصيل و به كرات در پايگاه وب gnu.org و منابع ديگر يافت ميشوند اما بررسي مختصر و يكباره آنها در كنار ديدگاههاي استالمن در مورد جديدترين وقايع مرتبط با جوامع آزاد و منبعباز در نوع خود جالب و خواندني است. همچنين در شمارههاي 33، 35 و 37 در مقالاتي تحت عنوان جنبش اپنسورس و در شماره 39 ماهنامه شبكه نيز به نقش تاريخي استالمن پرداخته شده است.
• شايد گنو لينوكس (كل سيستمعامل) معروفترين پروژه نرمافزار آزاد باشد، نظر شما در مورد اين واقعيت كه لينوكس (هسته) براي مديريت كدهاي سنجش از يك برنامه اختصاصي (متملكانه)(1) استفاده ميكند چيست؟o اين كه كسي از نرمافزار اختصاصي استفاده كند مايه تأسف است بهخصوص استفاده آشكار از آن براي توسعه يك بسته نرمافزاري آزاد برجسته تأسفانگيز است، چون الگوي بدي براي جامعه خواهد بود.
• نظر شما در مورد اينكه لينوكس (هسته) از برنامههاي راهانداز دو دويي(binary) راحت و بدون دردسر پشتيباني نميكند چيست؟ بهعنوان مثال پروژهOPenBSD از چيپهاي بيسيم Atheros پشتيباني نميكند چون به يكHAL دودويي نياز دارد كه با يك مجوز ناسازگار، به لحاظ اهداف و سياستها، ارايه شده است. آنها توافقي عمل ميكنند. به نظر شما لينوكس (هسته) هم بايد چنين رويكردي اتخاذ كند؟o بله! همينطور توسعهدهندگان توزيعهاي گنولينوكس هم بايد چنين رويكردي داشته باشند. اين خيلي اهميت دارد.
• اين بخشها از چه نوع مجوز آزادي استفاده ميكردند؟o فكر ميكنم مجوز اصليِBSD بود، مشابه 4 .4 BSD به بعد اما مطمئن نيستم.
پينوشت:
در بار ه ریچارد استالمن
ريچارد.م.استالمن در شانزدهم مارس 1953 در منهتن به دنيا آمد. وي در اواخر دهه 60 ميلادي و مدتها پيش از انقلاب رايانههاي شخصي اين فرصت را پيدا كرد تا براي اولينبار كار با يك رايانه را تجربه كند. اين تجربه به او كمك كرد تا تابستان پس از فراغت از تحصيل در دبيرستان را صرف نوشتن اولين برنامه خود كند. مدتي پس از آن به سمت معاونت آزمايشگاه بخش زيستشناسي دانشگاه راكفلر منصوب شد. اگر چه استالمن نبوغ خود را در رياضيات و فيزيك نشان داده بود، اما ذهن تحليلگر او رئيس آزمايشگاه را به شدت تحت تأثير قرار داده بود. مادر استالمن خاطرات جالبي را از يك گفتوگوي تلفني چند سال پس از جدايي فرزندش از آزمايشگاه به ياد ميآورد: <پشت خط پرفسوري از راكفلر بود. او ميخواست بداند كه ريچارد اكنون مشغول چه كاري است و بعد از اينكه فهميد در زمينه رايانه فعاليت ميكند خيلي تعجب كرد. او هميشه فكر ميكرد ريچارد به عنوان يك زيستشناس آينده درخشاني خواهد داشت>! استالمن پس از اين كار، كسب تجربه و مهارت در زمينه رايانه را ادامه داد. او در سال 1971 و در حالي كه دانشجوي جديد دانشگاه هاروارد بود، به عنوان يكي از هكرهاي آزمايشگاه هوش مصنوعي MIT (هكر در معناي واقعي) مشغول به كار شد. او توسط Russ Noftsker استخدام شده بود. كسي كه بعدها به يكي از مخالفين سرسخت استالمن تبديل شد. در دهه هشتاد جامعه هكرها كه همه زندگي استالمن را تحتتأثير خود قرار داده بود، تحت فشار تجاريشدن صنعت نرمافزار رو به انحلال نهاد. در سال 1980 يكي از هكرهاي آزمايشگاه هوش مصنوعي به نام ريچارد گرين بلات شركتLMI را به منظور فروش ماشينهايLisp ، كه آن را همراه با تام نايت طراحي كرده بود، تأسيس كرد. گرينبلات از مشاركت سرمايهگذاران متفرقه جلوگيري ميكرد، چرا كه عقيده داشت سود حاصل از توليد و فروش ماشينهايLisp به خوبي ميتواند باعث رشد شركت شود. در مقابلRuss Noftsker و هكرهاي ديگر عقيده داشتند كه شيوه مرسوم سرمايهگذاري روش مناسبتري است. از آنجا كه هيچ توافقي حاصل نشد، بقيه توسعهدهندگان به LMI مهلتي يكساله دادند و پس از آن Symbolic را تأسيس كردند. آنها در خلال اين تحولات بسياري از هكرهاي باقيمانده را به خدمت گرفته و متقاعد كردند كه بهواسطه تضاد منافع، كار در آزمايشگاه را رها كنند.با وجود اينكه هر دو شركت به عرضه نرمافزار اختصاصي روي آوردند، استالمن احساس ميكرد كهLMI برخلافSymbolics از تخريب آزمايشگاه اجتناب ميكند. از اين رو وي به مدت دو سال (1982 تا اواخر 1983) يكتنه تلاش ميكرد تا از انحصار آنها بر رايانههاي آزمايشگاه جلوگيري كند. در آن زمان او آخرين نفر از هكرهاي هم نسل خود بود. از او خواسته شده بود تا از افشاي اصول خود امتناع ورزد. اما او برخلاف اين تقاضا ترجيح داد تا انديشههاي خود را به گوش ديگران برساند.فلسفه استالمن اين بود كه «نرمافزار بايد آزاد باشد.» اگر استفاده بخشي از يك نرمافزار براي كاربري يا هكري سودمند باشد اين حق و وظيفه توسعهدهنده است كه به آنها اجازه استفاده و بهبود آن را بدون مانعتراشي و اعمال محدوديت در حقوقشان اعطا كند. اين چنين بود كه او در سپتامبر 1983 بنياد نرمافزار آزاد را بنا نهاد و كار برروي پروژه گنو (GNU) را آغاز كرد. استالمن در ژانويه 1984 كار خود را در MIT ترك كرد تا به صورت تمام وقت خود را وقف كاري كند كه ارزش بسيار فراتري براي آن قائل بود. كاري كه به خاطر آن تحصيل در مقطع دكترا را نيمهكاره رها كرد. در سال 1985 استالمن مانيفست گنو را منتشر ساخت و در سالهاي بعد نيز به ترفيع و توسعه مفاهيم نرمافزار آزاد پرداخت كه از آن جمله ميتوان به طرح مفهومCopy left در سال 1989 به عنوان شيوهاي براي تضمين بقاي آزاديهاي كاربر اشاره كرد. در همين ايام توسعه يك هسته براي سيستمعامل گنو به نام hurd نيز آغاز شد. اما در سال 1991 و با عرضه هسته لينوكس خلاء يك هسته مناسب براي گنو پر شد (كه اين امر تاحدودي بر كُندشدن پروژه hurd تأثيرگذار بود). استالمن در حال حاضر نيز به تبليغ و ترويج عقايد خود ميپردازد و يكي از مهمترين مردان امروز IT است. از ميان افتخارات پرشمار او ميتوان به كسب چهار درجه دكتراي افتخاري از دانشگاههاي مختلف اشاره كرد.
Labels: articles, copyleft, free software
انکار آزادی ، چرا ؟آیا نرم افزار های رایج در کشور ناقض آزادی هستند؟ تا چه حد با شرکت های نرم افزاری انحصار طلب آشنایی دارید ؟ نرم افزار آزاد چیست ؟ آیا از آزادی نرم افزار منظور همان رایگان بودن آن است ؟ صنعت نرم افزار به چه سمتی حرکت می کند ؟ این پرسش ها و سوالاتی از این قبیل مدتی نه چندان طولانی است که در جامعه ی نرم افزاری ایران مطرح شده اند، در این نوشته سعی شده در حد توان به این سوالات پاسخ داده شود.تاریخچه ی حق تالیف (copyright):موضوع حق تالیف از دیرباز مطرح بوده است ؛نویسندگان در آن زمان تمایل داشتند تا به عنوان نویسنده مطلب شناخته شوند. تا قرن پانزدهم کار چاپ و تکثیر کتب بسیار سخت و وقتگیر بود که البته بیشتر شامل کتب مذهبی بود که بوسیله ی راهبان نوشته می شد.در قرن هفدهم به علت گسترش صنعت چاپ و همچنین ارزانی آن کپی های غیر مجاز از کتب رواج زیادی پیدا کردند؛ به همین دلیل پادشاه انگلستان تصمیم به آن گرفت که بر تکثیر کتب نظارت شود از آن زمان بود که کتب مجوز دار منتشر شدند.تازمانیکه فن آوری دیجیتال بوجود نیامده بود سیستم کپی رایت به خوبی با صنعت چاپ رشد می کرد و به عنوان عامل پیشرفت و ترقیب ناشران و نویسندگان محسوب می شد ولی این رشد با بوجود آمدن فن آوری دیجیتال همگونی خود را از دست داد زیرا این فن آوری بسیار انعطاف پذیر تر از صنعت چاپ بود،یعنی به عنوان مثال تکثیر محصولات دیجیتال بسیار آسان شده بود . لذا شرکت های رایانه ای مجوز های حق تالیفی را برای محصولات خود تدوین کردند که بسیار یکطرفه ، سخت و بی رحمانه بود .بررسی مجوز Microsoft EULA :در اینجا به بررسی چند بند انتخابی ازیک مجوز که به همراه Windows XP ارایه شده می پردازیم، که موضع شرکت رایانه ای تولید کننده ی آن را مشخص می کند.
Labels: articles, copyleft, free software
موزیلا فایرفاکس، مرورگری است برای گشتزنی در صفحات اینترنتی، که اکنون حدود ۱۷٪ کاربران اینترنت از آن استفاده میکنند و بیشتر بین کاربران توزیعهای لینوکس محبوبیت دارد، رفتهرفته با پدیدار شدن مشکلات امنیتی در پراستفادهترین مرورگرهای وب (Web Browser) مانند اینترنت اکسپلورر، کاربران دیگر سیستمعاملهای رایانهای از قبیل ویندوز (Windows) و مکینتاش (Macintosh) نیز استفاده از این مرورگر را آغاز کردهاند.
ویژگیها
با گسترش وب و اهمیت بحث تبلیغات طراحان به فکر ایجاد صفحاتی افتادند که بدون خواست کاربر گشوده شوند. با استفاده از امکان pop-up blocker موزیلا، این صفحات امکان ایجاد مزاحمت را ندارند. این گزینه برای مرورگر قابل تنظیم است. یکی از ویژگی هایی که شاید روزی به عنوان علامت مشخصه ی موزیلا به حساب می آمد امکان گشودن چند صفحه در یک پنجره (tabbed browsing) است. این قابلیت به دلیل استقبال کاربران و همچنین کاربرد وسیع در مدت کوتاهی بین تمام مرورگر ها شایع شد اما می توان موزیلا را از پایه گزاران آن نام برد. هرچند در نسخه های اولیه ی این برنامه قابلیت tabbed browsing برای تعداد بالای صفحات امکان مدیریت آنها را سلب می کرد ولی در نسخه های اخیر به راحتی می توان با کشیدن و رها کردن (drag-and-drop) مکان تب ها را مدیریت کرد. قابلیت RSS قوی این مرورگر، امکان پاک کردن آسان اطلاعات شخصی (tools->clear->private data)، امکان کشیدن و رها کردن متن به باکس جستجو، حمایت از SVG و CSS2 وCSS3 و JavaScript، حمایت از صفحات طراحی شده با فناوری نوین آژاکس (AJAX)، حمایت از قابلیت های ویژه ی CMS های رایج، همکاری گسترده با شرکت های بزرگ مانند eBay و موتور های جستجوی yahoo و Google و ده ها قابلیت سازگارانه ی دیگر موزیلا را از جمع مرورگرهای آماتور جدا کرده و باوجود سادگی و محیط دوست داشتنی، آن را به یکی از Browser های پیشرفته بدل می کند.
توانایی شخصی سازی
یکی از قابلیتهای فایرفاکس امکان تبدیل آن به مرورگری به سلیقه هر فرد است. برای این کار فایرفاکس دو مورد را در نظر گرفته است.اول تواناییهای مرورگر، دوم ظاهر آن.
شخصی سازی تواناییهای فایرفاکس با کمک فایلهایی با حجم کم به نام گسترش (Extension) ممکن میشود. این گسترشها در واقع تکههای کوچک برنامهاند که قابلیتهای مختلفی را به این مرورگر میافزایند. تمهای مختلف این مرورگر هم شخصی سازی ظاهر آن را راحت میکند.
فایرفاکس قابل حمل
John Haller فایرفاکس قابل حمل را به عنوان یکی از شاخههای اصلی پروژه فایرفاکس نوشتهاست. این نسخه قابلیت اجرا شدن روی درایوهای USB Flash و CD-ROM و همچنین درایوهای سخت خارجی و بعضی از پخش کنندههای دیجیتالی موسیقی را دارد.تمام قابلیتهای نسخه اصلی فایرفاکس در این نسخه هم موجود است و همچنین تمام گسترشهای موجود هم با این نگارش سازگاری دارند. از ویژگیهای این نگارش اجرای سریع آن روی دستگاههای USB است.
Labels: articles, free software
نسل ما هم یک فیلسوف دارد. او هنرمند یا نویسنده حرفهای نیست. او برنامهنویس است. ریچارد استالمن کار خود را به عنوان برنامهنویس و معمار سیستم عامل در آزمایشگاههای دانشگاه MIT شروع کرد. او زندگی خود در عرصه عمومی را به عنوان یک برنامهنویس و معمار نرمافزار صرف بنیانگذاری جنبشی برای آزادی در دنیایی کرد که بطور فزاینده با «کد» معنا میشود.
«کد» فناوری به کار انداختن رایانههاست. خواه در نرمافزار باشد یا در سختافزار جای داده شده باشد مجموعهای از دستورات است که ابتدا به کلمه نوشته میشود تا عملکرد ماشینها را جهت دهد. این ماشینها - رایانهها - بگونهای فزاینده زندگی ما را معنا و نظارت میکنند. آنها تعیین میکنند که چطور تلفنها با هم ارتباط برقرار کنند و چه چیزی از تلویزیون پخش شود. آنها تصمیم میگیرند که آیا ویدیو قابل جریان یافتن با یک اتصال باند پهن هست یا نه. آنها چیزی را که رایانه به کارخانه سازندهاش خبر میدهد کنترل میکنند. این ماشینها ما را اداره میکنند. کد این ماشینها را.
ما چطور باید بر این «کد» نظارت کنیم؟ چقدر آزادی نیاز است تا با کنترلی که اماکنپذیر میکند هماهنگ باشد؟ چه اقتداری لازم است؟
این سوالها زندگی استالمن را به چالش کشیدهاند. او با کارها و کلماتش ما را وادار میکند تا اهمیت «آزاد» نگهداشتن کد را بفهمیم. آزاد نه به این معنا که کدنویسان مزدی نگیرند بلکه آزاد به معنای آنکه کنترل کدنویسان برای همه شفاف باشد و هر کسی حق به دست گرفتن کنترل و تغییر آن به شیوهای که مناسب میداند را داشته باشد. این «نرمافزار آزاد» است. «نرمافزار آزاد» جوابی است به دنیای مبتنی بر کد.
«آزادی». استالمن ابهام این واژه را به شیوه خود به سوگ مینشیند. جایی برای سوگواری نیست. معماها مردم را به فکر وادار میکنند و واژه «آزاد» معمای خوبی است. برای گوشهای مدرن آمریکایی «نرمافزار آزاد» ایدهآل است و غیرممکن. هیچ چیز حتی غذا مجانی نیست. چطور میشود که مهمترین کلماتی که حساسترین ماشینهایی را که دنیا را میچرخانند «مجانی» باشد. چطور جامعهای متعادل میتواند اشتیاق چنین تصوری را داشته باشد؟
اعجاب کلمه «آزاد» در کاربردش برای ماست نه در خود واژه. «آزاد» حسهای گوناگونی برمیانگیزد که فقط یکی از آنها به «قیمت» برمیگردد. حس بسیار اساسی «آزاد» همان «آزادی» است که استالمن در عبارت «آزادی بیان» اشاره میکند یا شاید بهتر در عبارت «نیروی کار آزاد». نه آزاد به معنی مجانی بلکه آزاد به معنی محدودیت در کنترل شدن بوسیله دیگران. نرم افزار آزاد نظارتی شفاف دارد که تغییرپذیر است. مانند قوانین آزاد یا قوانین «جامعه آزاد» که وقتی آزادند که نظارت را قابل شناسایی و تغییرپذیر کنند. هدف «جنبش نرمافزار آزاد» استالمن این است که با «آزاد» نامیدن کد، هر قدر کد بیشتری را که میتواند شفاف کند و موضوع تغییر قرار دهد.
مکانیزم این انتقال ابزاری فوقالعاده هوشمندانه به نام «کپی لفت» است که بواسطه پروانهای به نام GPL اعمال میشود. با استفاده از قدرت قانون کپیرایت «نرمافزار آزاد» نه تنها اطمینان مییابد که کد باز میماند و تغییرپذیر است بلکه نرمافزارهای دیگری هم که «نرمافزار آزاد» را مورد استفاده قرار میدهند (و به لحاظ فنی «کارهای مشتق شده» به حساب میآیند) هم باید خودشان آزاد باشند. اگر شما از نرمافزار آزادی استفاده و از آن اقتباس کنید و بعد نسخه اقتباس شده را بصورت عمومی منتشر نمایید، نسخه منتشر شده باید به همان اندازه نسخهای که از آن اقتباس شده آزاد باشد. در غیر این صورت قانون کپیرایت نقض شده است.
«نرمافزار آزاد» مثل جوامع آزاد دشمنان خود را دارد. مایکروسافت با هشدار دادن درباره خطرناک بودن پروانه GPL به هر کسی که گوش میدهد جنگی بر علیه GPL برپا کرده است. هر چند آنچه خطر نامیده میشود اغلب توهم است. دیگران با «اجبار» GPL در پافشاری بر آزاد بودن نسخههای تغییریافته مخالفت میکنند. اما وضعیت اجبار برقرار نیست. اگر برای مایکروسافت اجباری نیست که از صدور اجازه به کاربران برای انتشار نسخههای تغییریافته محصول Officeاش بدون پرداخت (احتمالاً) میلیونها [دلار] خودداری کند پس برای GPL هم وقتی که بر نرمافزار آزاد ماندن نسخههای تغییریافته اصرار میکند اجباری وجود ندارد.
و کسانی هم هستند که پیام استالمن را افراطی میدانند. اما این پیغام افراطی نیست. در واقع بشکلی آشکار کار استالمن ترجمه سادهای از آزادی به ارث رسیده به ما از دنیای پیش از کد است. «نرمافزار آزاد» اطمینان میدهد که دنیای تابع فرمان کد، به اندازه عرفی که پیش از دنیای کد شکل گرفته «آزاد» است.
برای مثال: یک «جامعه آزاد» با قانون نظم میگیرد. اما محدودیتهایی وجود دارد که هر جامعه آزادی بواسطه قانون بر این نظم لحاظ میکند. هیچ حکومتی که قواعدش از نظم پذیرفته شده تخطی کرده باشد در عرف ما جایی ندارد. قانون نظارت میکند. اما فقط وقتی که مرئی باشد. و قانون فقط وقتی مرئی است که شرایط آن آشکار باشد و بوسیله کسانی که نظمشان میبخشد یا نمایندگان کسانی که به آنها نظم میدهد (حقوقدانان، نمایندگان مجلس) قابل نظارت باشد.
این شرایط مربوط به قانون، به فراتر از کار یک نماینده مجلس توسعه مییابد. به اعمال قانون در دادگاههای آمریکا فکر کنید. حقوقدانان بوسیله مشتریانشان استخدام میشوند تا منافع آنها را تامین کنند. گاهی اوقات این منافع با دعوی قضایی تامین میشود. در دعوی قضایی حقوقدانان دادخواست مینویسند. این دادخواستها بر نظر مکتوب قضات اثر میگذارد. این نظرات مشخص میکند که چه کسی برنده یک پرونده خاص است یا اینکه آیا قانون بخصوصی میتواند بگونهای استوار بر یک اساس اعمال شود.
تمام مصالح در این فرآیند به معنای مورد نظر استالمن آزاد هستند. دادخواستهای قانونی در دسترس و آزاد برای استفاده توسط دیگراناند. استدلالها شفاف (که با اینکه بگوییم درست هستند متفاوت است) و بدون اجازه گرفتن از حقوقدانان اصلی قابل استفادهاند. نظریاتی که ارائه کردهاند قابل نقل قول در دادخواستهای بعدیاند. میتوان آنها را در دادخواست یا نظریه دیگری کپی یا جمع کرد. «متن کد» قانون آمریکا از طرح و از اساس برای همه باز و آزاد است. و حقوقدانان چنین میکنند - چون یکی از معیارهای دادخواست ماهرانه رسیدن به خلاقیت با استفاده دوباره از آنچه در گذشته اتفاق افتاده است. متن آزاد است؛ خلاقیت و اقتصاد بر آن بنا میشوند.
اقتصاد کد آزاد (و منظور من کد قانونی آزاد است) حقوقدانان را فقیر نمیکند. موسسات حقوقی توجه کافی به فرآوری دادخواستهای ماهرانه دارند حتی اگر آنچه ارائه میکنند توسط دیگران کپی شود. حقوقدان هنرمند است. کار او در اختیار عموم است گر چه هنر کار خیریه نیست. حقوقدانان مزد میگیرند. عرصه عمومی تقاضای چنین کاری بدون پرداخت وجهاش را ندارد. در عوض این اقتصاد با افزودن کارهای بعدی به قبلی پیشرفت میکند.
میتوان وضعیت حقوقی متفاوتی را تصور کرد. دادخواستها و استدلالهایی که محرمانه نگهداری میشدند. حاکمانی که نتایج را اعلام میکنند اما دلایل را نه. قوانینی که در احتیار پلیس هستند اما شخص دیگری به آنها دسترسی ندارد. قواعدی که اجرا میشوند بدون اینکه قانون مربوط به آن توضیح داده شود.
میتوان چنین جامعهای را تصور کرد اما نمی توان «آزاد» نامیدن آن را هم متصور بود. حتی اگر انگیزش در چنین جامعهای بهتر یا با تاثیر بیشتر تخصیص داده شود نمیتوان چنین جامعهای را آزاد دانست. آرمانهایی چون آزادی و زندگی در جامعهای آزاد به چیزی بیش از ابزار موثر نیاز دارد. در عوض، باز بودن و شفافیت قیودی هستند که یک سیستم حقوقی بر آنها بنا میشود نه اختیاراتی که رهبران اگر مناسب بدانند به آن سیستم اضافه میکنند. زندگی زیر حکومت کد نرمافزار هم نباید جز این باشد.
کدنویسی دعوی قضایی نیست. این کار بهتر، غنیتر و مولدتر است. اما مسائل حقوقی مثال آشکاری از این است که چطور خلاقیت و انگیزش به کنترل کامل بر محصول تولید شده بستگی ندارد. مثل موسیقی جاز یا رمانها یا معماری، مسائل حقوقی بر اساس کارهای انجام شده قبلی بنا میشود. این افزودن و تغییر دادن همان خلاقیت همیشگی است. و یک جامعه آزاد همانی است که اطمینان مییابد مهمترین منابعاش به این معنا آزاد میمانند.
این کتاب برای اولین بار مجموعهای از نوشتهها و سخنرانیهای ریچارد استالمن را به شیوه ای که باریکبینی و قدرت آنها را آشکار کند گرد هم میآورد. این مقالات دامنه وسیعی از کپی رایت تا تاریخ جنبش نرمافزار آزاد را دربرمیگیرد. اینها شامل استدلالهایی که خوب شناخته نشدهاند و در میان آنها بویژه دلایل روشنگری وجود دارد از تغییر شرایطی که انتقال کپی رایت به دنیای دیجیتال را مشکوک میشمارد. این مقالات نقش منبع را برای کسانی بازی میکنند که میخواهند اندیشههای این مرد قدرتمند را درک کنند. قدرتمند در اندیشههایش، اشتیاقش و در کمال خواهیاش. حتی اگر در تمام زمینههای دیگر ناتوان باشد. این نوشتهها به دیگرانی که میخواهند بر پایه این اندیشهها چیزی بنا کنند ایده میدهد.
من استالمن را خوب نمیشناسم. اما آنقدر میشناسماش که بدانم دوست داشتنش دشوار است. او پیشرو و ناشکیباست. خشمش بر دوستان به راحتی دشمنان زبانه میکشد. او انعطافناپذیر و سمج است؛ بر هر دو بردبار.
اما وقتی که دنیا بالاخره قدرت و خطر کد را بفهمد، وقتی که در نهایت ببیند کد هم مانند قانون یا حکومت باید شفاف باشد تا آزاد بماند، آن وقت ما به گذشته و به این برنامهنویس انعطافناپذیر و سمج مینگیریم و دیدگاهی را که برای به حقیقت پیوستناش مبارزه کرد باز میشناسیم. دیدگاهی که در آن دنیا آزاد است و دانش از بند کامپایلر رهاست. و خواهیم دید که هیچ کسی کردار و گفتارش را به اندازه این مرد صرف ممکن کردن آن آزادی که جامعه فردا خواهد داشت نکرده است.
ما هنوز آن آزادی را نداریم. شاید در تامین آن شکست بخوریم. اما برنده یا بازنده در این مقالات تصویری از آنچه آن آزادی میتواند باشد ترسیم شده است. و حیاتی که چین کلمات و آثاری را خلق کرده الهاماتی در بر دارد برای هر کسی که مانند استالمن بخواهد برای ایجاد این آزادی بجنگد.
لارنس لسینگپروفسور حقوق، دانشگاه حقوق استانفورد
Labels: articles, copyleft, free software
«نرمافزار آزاد» موضوع آزادی است٬ نه قیمت. برای درک بهتر باید به معنای "free" در "free speech" فکر کنید٬ نه در "free beer".
نرمافزار آزاد در مورد آزادی کاربران برای اجرا٬ کپی٬ توزیع٬ بررسی٬ تغییر و بهبود دادن نرمافزار میباشد. بطور دقیقتر نرمافزار آزاد به چهار نوع آزادی برای کاربران یک نرمافزار اشاره میکند:
آزادی برای اجرای برنامه برای هر منظوری (آزادی ۰)
شما همچنین باید این آزادی را داشته باشید تا در برنامه تغییراتی ایجاد کنید و حتی بدون اشاره به وجود آنها٬ از آنها بطور خصوصی و برای کار خود استفاده کنید. اگر هم تغییرات خود را منتشر کردید٬ نباید ملزم به اعلام آن به شخص خاص و یا به روش خاصی باشید.
آزادی برای استفاده از برنامه به معنای آزادی هر شخص و یا سازمانی برای استفاده از آن برنامه بر روی هر سیستم کامپیوتری٬ برای هر کاری٬ و بدون نیاز به هر گونه ارتباط بعدی با توسعهدهنده و یا هر نهاد خاصی میباشد. در این نوع آزادی، هدف کاربر اهمیت دارد نه هدف توسعهدهنده؛ شما به عنوان یک کاربر آزاد هستید تا برنامه را برای هدف خودتان استفاده نمایید، و اگر برنامه را به شخص دیگری نیز بدهید، او هم آزاد است تا برنامه را برای هدف خودش استفاده نماید، شما حق ندارید هدف خودتان را به وی تحمیل نمایید.
آزادی برای توزیع مجدد کپیهایی از برنامه باید همانند [علاوه بر] کد منبع٬ شامل شکل باینری و اجرایی برنامه و برای هر دو نسخهی تغییر یافته و تغییر نیافته نیز باشد. (توزیع برنامهها در شکل اجرایی برای سیستمعاملهای آزادی که به راحتی نصب میشوند ضروری است.) اگر هیچ روشی برای تولید شکل باینری و اجرایی برای برنامهی بخصوصی وجود نداشته باشد٬ مشکلی نیست (زیرا بعضی از زبانها [ی برنامهنویسی] از آن ویژگی پشتیبانی نمیکنند). اما شما باید این آزادی را داشته باشید تا اگر روشی برای ارائهی شکل باینری و اجرایی برنامه پیدا کردید٬ آن برنامه را مجددا به این دو شکل توزیع کنید.
به منظور داشتن آزادی برای تغییر دادن٬ و انتشار نسخههای بهبود یافته٬ شما باید به کدهای منبع برنامه دسترسی داشته باشید. بنابراین دسترسی به کد منبع یک شرط ضروری برای نرمافزار آزاد میباشد.
یکی از مهمترین روشهای تغییر یک برنامه ادغام پیمانهها و زیرروالهای آزادِ موجود با برنامه اصلی میباشد. اگر مجوز برنامه بگوید که شما نمیتوانید پیمانههای موجود را با برنامه ادغام نمایید، برای مثال اگر بخواهد که شما خودتان مالک کدی باشید که با برنامه اضافه میکنید، در این صورت این مجوز بیشتر از حد محدود کننده است تا به عنوان یک مجوز آزاد شناخته شود.
برای واقعی بودن [عملی و اجرا شدن] این آزادیها٬ آنها باید تا وقتیکه شما هیچ کار اشتباهی [بر خلاف این آزادیها] انجام ندادهاید٬ غیر قابل فسخ و قطعی بمانند. اگر توسعه دهنده نرم افزار قادر باشد مجوز نرم افزار را٬ بدون این که شما کاری کنید که سبب این کار شود٬ باطل کند٬ این نرم افزار آزاد نیست.
با این حال بعضی قوانین خاص [که] دربارهی نحوهی توزیع نرمافزار آزاد [میباشند]٬ هنگامی که با آزادیهای مرکزی [اصلی] در تضاد نباشند٬ قابل قبول هستند. برای نمونه کپیلفت (به بیان خیلی ساده) قانونی است که [به موجب آن] شما به هنگام توزیع مجدد برنامه٬ نمیتوانید محدودیتهایی به آن اضافه کنید تا آزادیهای مرکزی را برای افراد دیگر انکار کنید [از بین ببرید]. این قانون نه تنها با آزادیهای مرکزی در تضاد نیست بلکه از آنها محافظت نیز میکند.
بنابراین شما ممکن است پولی پرداخت کرده باشید تا کپیهایی از نرمافزار آزاد را بدست آورده باشید و یا ممکن است کپیها را بدون پرداخت هزینه بدست آورده باشید. اما صرفنظر از اینکه چگونه کپیها را بدست آورده باشید٬ شما همیشه این آزادی را دارید تا نرمافزار را کپی کنید و تغییر دهید و یا حتی کپیهایی از آن را بفروشید.
«نرمافزار آزاد» به معنای «غیر تجاری» نیست. یک برنامهی آزاد باید برای استفادهی تجاری٬ توسعهی تجاری٬ و توزیع تجاری در دسترس باشد. توسعهی تجاری نرمافزار آزاد دیگر غیر معمول نیست٬ بلکه چنین نرمافزارهای آزاد تجاری بسیار مهم هستند.
قوانین مربوط به نحوهی بستهبندی یک بستهی تغییر یافته نیز در صورتیکه بطور موثر [عملی و قابل اجرا] آزادی شما برای انتشار نسخهی تغییر یافته را منع نکنند٬ قابل قبول هستند. قوانینی مانند «اگر شما برنامه را به این روش در دسترس قرار دادید٬ باید آن را به آن روش نیز در دست قرار دهید» نیز٬ با همان شرایط قبلی میتوانند قابل قبول باشند. (به خاطر داشته باشید که چنین قانونی آزادی شما برای انتخاب انتشار و یا عدم انتشار برنامه را باقی میگذارد.) همچنین این برای اجازهنامه قابل قبول است تا لازم بدارد که اگر شما یک نسخهی تغییر یافته از برنامه را توزیع کردید و توسعهدهندهی قبلی یک کپی از آن را درخواست نمود٬ شما باید یک کپی برای او بفرستید.
در پروژهی گنو٬ ما از «کپیلفت» برای حفاظت قانونی از این آزادیها برای هر شخصی استفاده میکنیم. اما نرمافزارهای آزاد غیر کپیلفتی نیز وجود دارند. ما معتقدیم که دلایل مهمی برای اینکه چرا بهتر است از کپیلفت استفاده شود وجود دارند٬ اما اگر برنامهی شما نرمافزار آزاد غیر کپیلفتی باشد٬ ما همچنان میتوانیم از آن استفاده کنیم.
برای تشریح اینکه چگونه «نرمافزار آزاد»٬ «نرمافزار کپیلفت شده» و دیگر بخشهای نرمافزار با یکدیگر در ارتباطند٬ بخشهای نرمافزار آزاد را ببینید.
گاهی اوقات مقررات نظارتی صادرات و مصوبات تجاری دولت آزادی شما برای توزیع بینالمللی کپیهای برنامه را تحت تاثیر قرار خواهند داد. توسعهدهندگان نرمافزار این قدرت را ندارند تا این محدودیتها را حذف و یا زیر پا بگذارند٬ اما کاری که میتوانند و باید انجام دهند این است که از تحمیل این محدودیتها به عنوان شرایط استفاده از برنامه سر باز زنند. به این ترتیب٬ این محدودیتها بر فعالیتها و اشخاص خارج از حوزهی قضائی این دولتها تاثیر نخواهد داشت.
اغلب اجازهنامههای نرمافزار آزاد بر اساس کپیرایت میباشند٬ ولی برای آن دسته از الزاماتی که بواسطهی کپیرایت میتوانند تحمیل شوند٬ محدودیتهایی وجود دارد. اگر یک اجازهنامهی مبتنی بر کپیرایت آزادی را به روشهایی که در بالا توضیح داده شد محترم بشمارد [رعایت کند]٬ بعید به نظر میرسد که مشکلات دیگری که ما هرگز پیشبینی نمیکردیم بوجود بیاید (اگر چه گه گاه این اتفاق میافتد). اما بعضی از اجازهنامههای نرمافزار آزاد بر اساس قراردادها [contracts] میباشند٬ و قردادها میتوانند شمار بیشتری از محدودیتهای ممکن را تحمیل کنند. این بدان معناست که راههای بیشماری وجود دارند تا چنین اجازهنامهای به طرز غیر قابل قبولی محدودکننده و غیر آزاد باشد.
ما نمیتوانیم همهی محدودیتهای «قراردادها» که غیر قابل قبول هستند را فهرست کنیم. اگر یک اجازهنامهی مبتنی بر قرارداد٬ کاربر را به یک روش غیر معمول طوری محدود کند که اجازهنامهی مبتنی بر کپیرایت نتواند٬ و آن محدودیت در اینجا به عنوان یک عمل قانونی ذکر نشده باشد٬ ما دربارهی آن فکر خواهیم کرد و احتمالا آن را غیر آزاد تشخیص خواهیم داشت.
هنگامیکه دربارهی نرمافزار آزاد صحبت میشود بهتر است تا از به کار بردن عباراتی مانند «هدیه دادن» [give away] و یا «بطور رایگان» [for free] خودداری شود٬ زیرا این عبارات این مفهوم را میرسانند که موضوع در مورد قیمت میباشد٬ نه آزادی. بعضی عبارات معمول مانند «کپی غیر قانونی» [piracy] مفاهیمی در بر دارند که ما امیدواریم شما بر آنها صحه نگذارید. برای بحث در مورد این عبارات بخش کلمات و عبارات گیجکننده که اجتناب از آنها با ارزش است را ببینید. ما همچنین فهرستی از ترجمههای «نرمافزار آزاد» به زبانهای مختلف داریم.
در نهایت بخاطر داشته باشید که معیارها و ظوابطی مانند آنها که در تعریف نرمافزار آزاد ذکر شدند٬ برای تفسیر به تفکری دقیق نیاز دارند. برای تصمیمگیری در مورد اینکه آیا اجازهنامهی نرمافزار خاصی صلاحیت اجازهنامهی نرمافزار آزاد بودن را دارد٬ ما آن را بر مبنای همین ظوابط در نظر میگیریم تا تصمیم بگیریم که آیا معنی و مفهوم آن به خوبی کلمات و عبارات در آن٬ مناسب هست. اگر اجازهنامهای شامل موارد نامعقول باشد٬ ما آن را رد میکنیم٬ حتی اگر آن مورد را در این معیارها پیشبینی نکرده باشیم. بعضی اوقات درخواستهای یک اجازهنامه پیآمدی پیش میآورد که قبل از اینکه تصمیم بگیریم آیا این درخواستها قابل قبول هستند٬ تفکر بسیاری شامل بحث و مذاکره با یک وکیل را مطالبه میکند. هنگامیکه ما دربارهی یک موضوع جدید به نتیجه میرسیم٬ غالبا این معیارها را به روز میکنیم تا راحتتر ببینید که چرا اجازهنامههای خاص صلاحیت دارند و یا ندارند.
اگر علاقمند هستید تا ببینید که آیا اجازهنامهی خاصی صلاحیت اجازهنامهی نرمافزار آزاد بودن را دارد٬ فهرست اجازهنامههای ما را ببینید. اگر اجازهنامهای که برای شما مهم است در آنجا فهرست نشده است٬ می توانید با فرستادن ایمیل به آدرس از ما دربارهی آن سوال کنید.
اگر در نظر دارید تا یک اجازهنامهی جدید بنویسید٬ لطفا با همان آدرس با بنیاد نرمافزار آزاد تماس بگیرید. تکثر اجازهنامههای مختلف نرمافزار آزاد به معنی کارهای زیاد انجام شده برای کاربران در جهت درک اجازهنامهها میباشد. ممکن است ما بتوانیم به شما کمک کنیم تا اجازهنامهی نرمافزار آزادی را پیدا کنید که نیازهای شما را برآورده میکند.
اگر این غیر ممکن بود٬ و شما واقعا به یک اجازهنامهی جدید نیاز داشتید٬ با کمک ما میتوانید مطمئن باشید که اجازهنامه واقعا یک اجازهنامهی نرمافزار آزاد هست و از مشکلات عملی گوناگون اجتناب کنید.
--------------------------------------------------------------------------------
گروه دیگری استفاده از عبارت «متنباز» [Open Source] برای رساندن مفهومی نزدیک به (و نه دقیقا) «نرمافزار آزاد» را شروع کردهاند. ما عبارت «نرمافزار آزاد» را ترجیح میدهیم٬ زیرا به محض شنیدن آزادی را به ذهن میآورد٬ نه قیمت را.
Labels: articles, copyleft, free software, linux


