در زیر مصاحبه ای با ریچارد استالمن آمده است ایشان از اولین کسانی بود که جنبش اوپن سورس را یاپه گذاری کرد و آغاز گر این کار بود ایشان یکی از بی نظرین ترین نقش ها را در دنیای لینوکس دارد
اشاره : شگفتا كه رايانه‌ها از 20 سال پيش تاكنون چگونه متحول شده‌اند و چگونه متحول كرده‌اند. حالا هر روز هزاران نفر به خيل كاربران اين جعبه جادويي دوم اضافه مي‌شوند و هر لحظه كه مي‌گذرد، مفهومي، شاخه‌اي يا رشته‌اي جديد به اين دنيا پيوند مي‌خورد. افزايش اين شاخ و برگ اما هرگز باعث نشده كه اين درخت، پير و كهنسال جلوه كند، كه برعكس، گويي هر روز جذاب‌تر و با شكوه‌تر مي‌نمايد. حاصل اين «پيوند»ها ثمراتي جديدند و گل‌هايي جديد و خارهايي كه بايد آن‌ها را جست و عميقانه‌تر نگاهشان كرد. از 20 سال پيش تاكنون مردي تلاش مي‌كند تا از آزادي نرم‌افزار پاسداري كند. اين مرد ريچارد.م.استالمن نام دارد كه اختصاراً به RMS مشهور شده است. (خود او در نخستين ويرايش لغت‌نامه هكرها مي‌نويسد. «ريچارد استالمن نام دنيوي من است، مي‌توانيد مرا rms صدا كنيد.») استالمن بيست سال پيش بنياد نرم‌افزار آزاد را تأسيس كرد و عليرغم تحولات جنبش نرم‌افزار آزاد طي دو دهه‌اي كه از عمر آن مي‌گذرد، او همچنان بر مواضع خود پافشاري مي‌كند و قاطعانه به تبليغ و ترويج مباني آزادي نرم‌افزار مي‌پردازد. چنانچه در طول گفت‌وگويي كه ترجمه آن را پيش‌رو داريد باز هم به مصاحبه‌كننده (كه خود يكي از مروجين سيستم‌هاي مبتني بر BSD در ايتاليا است) يادآوري مي‌كند كه نبايد مفاهيم مختلف آزادي را با يكديگر اشتباه گرفت. اشتباهي كه از تعدد معاني Free نشأت مي‌گيرد. استالمن هم‌اكنون براي تبليغ نرم‌افزار آزاد به كشورهاي مختلف سفر مي‌كند و به عنوان نمونه اخيراً به سوريه سفري داشته است. اين مصاحبه به چند لحاظ حائز اهميت است. استالمن در خلال گفته‌ها، بار ديگر به تبيين تفاوت‌هاي نرم‌افزار آزاد و نرم‌افزار منبع‌باز مي‌پردازد و به‌طور نسبي تصوير روشن‌تري را از صف‌بندي‌هاي موجود و عمق پيچيدگي‌هاي موضوع نمايان مي‌سازد. نگاهي دوباره به نقش مجوزهاي گنو (GNU) در بقاي آزادي نرم‌افزار (Copy left) و مقايسه آن‌ها با مجوزهاي BSD حاوي نكات مهم و ارزشمندي است. موارد مذكور اگر چه به تفصيل و به كرات در پايگاه وب gnu.org و منابع ديگر يافت مي‌شوند اما بررسي مختصر و يك‌باره آن‌ها در كنار ديدگاه‌هاي استالمن در مورد جديدترين وقايع مرتبط با جوامع آزاد و منبع‌باز در نوع خود جالب و خواندني است. همچنين در شماره‌هاي 33، 35 و 37 در مقالا‌تي تحت عنوان جنبش اپن‌سورس و در شماره 39 ماهنامه شبكه نيز به نقش تاريخي استالمن پرداخته شده است.
• ‌‌‌شايد گنو لينوكس (كل سيستم‌عامل) معروف‌ترين پروژه نرم‌افزار آزاد باشد، نظر شما در مورد اين واقعيت كه لينوكس (هسته) براي مديريت كدهاي سنجش از يك برنامه اختصاصي (متملكانه)(1) استفاده مي‌كند چيست؟o ‌‌ اين كه كسي از نرم‌افزار اختصاصي استفاده كند مايه تأسف است به‌خصوص استفاده آشكار از آن براي توسعه يك بسته نرم‌افزاري آزاد برجسته تأسف‌انگيز است، چون الگوي بدي براي جامعه خواهد بود.

• آيا براي انجام اين‌كار گزينه آزاد ديگري در دست توسعه نيست؟o برنامه‌هاي آزادي كه چنين كارهاي پايه‌اي را انجام دهند وجود دارند. لينوس توروالدز احساس مي‌كند كار با آن‌ها به اندازه كافي آسان نيست. او به سهولت استفاده بيش از ثابت قدم بودن براي آزادي بها مي‌دهد و من تصور مي‌كنم كه اين، جامعه را به مسير غلطي هدايت مي‌كند. به‌عنوان بخشي از پروژه گنو، تام لُرد سرگرم توسعه يك سيستم‌آزاد كنترل منبع به نام Arch مي‌باشد كه ما اميدواريم برنمونه‌هاي اختصاصي غلبه كند. اين‌كه ما در مورد شايستگي فني در حال رقابت با نرم‌افزار اختصاصي هستيم، به معناي آن نيست كه فكر كنيم مردم بايد اين برنامه كنترل منبع را تنها برمبناي كيفيت فني انتخاب كنند. اين خود به معناي بها ندادن به آزادي خواهد‌بود. اگر شما براي آزادي ارزش قائل شويد، در مقابل وسوسه استفاده از برنامه‌اي كه آزادي شما را سلب مي‌كند مقاومت خواهيد كرد، هر چه قدر هم كه برتري فني داشته باشد.

• نظر شما در مورد نرم‌افزار اختصاصي چيست؟ آيا كيفيت پاييني دارد؟ غير ايمن است؟ مانع بزرگي براي آزادي است؟o نرم‌افزار اختصاصي غيراخلاقي است، چون آزادي‌هاي اوليه كاربر براي كنترل رايانه خود و كار‌كردن با آن را انكار مي‌كند. حتي ممكن است بي‌كيفيت يا ناامن باشد. اما اين مسأله ثانويه است. من آن را نخواهم پذيرفت حتي اگر بهترين كيفيت را در دنيا داشته باشد. حقيقتاً به خاطر اين‌كه من، به آزاديم بسيار بيشتر بها مي‌دهم تا آن را فداي كيفيت كنم.

• آيا قانون فدرال ايالات متحده در مورد اجبار در توزيع كد منبع همراه با همه نرم‌افزارها را قبول داريد؟o تاكنون در مورد چنين قانوني اظهارنظر نكرده‌ام. اما فكر مي‌كنم اين قانون مي‌تواند تدبير حفاظتي معتبري براي مصرف كننده باشد. مانند ملزم كردن سازندگان مواد غذايي به انتشار فهرست تركيبات آن. البته بعضي از شركت‌هاي نرم‌افزاري به اين موضوع اعتراض مي‌كنند. درست مانند شركت‌هاي مواد غذايي كه در برابر الزام به انتشار تركيبات و اطلاعات غذايي مقاومت كردند.

• به نظر شما كدام مجوز بايد انتخاب شود؟o درست متوجه اين سؤال نمي‌شوم. انتخاب توسط چه كسي؟ براي چه كاري؟

• منظورم اين است كه اگر قرار باشد چنين قانوني تصويب شود، به نظر شما دولت بايد كدام مجوز را براي كدمنبع نرم‌افزار اعمال كند؟ اگر دولت به هر شركتي اين آزادي را اعطا كند كه مجوزي را براي كد منبعش انتخاب يا ثبت كند احتمالاً اغلب آن‌ها محدودكننده خواهند بود. چيزي شبيه به: «نگاه كن ولي دست نزن!»o اين مسأله در مورد يك قانون فرضي بود كه ملزم مي‌كرد: «هر نوع نرم‌افزاري با كد منبعش توزيع شود.» و اين به هيچ مجوز خاصي براي آن كدمنبع نياز ندارد، فقط لازم است كه كاربر كدمنبع را به‌دست آورد.چگونگي نحوه استفاده كاربر از كدمنبع مسأله جداگانه‌اي است. براي بررسي اين مسأله بايد با اين پرسش از خودمان شروع كنيم كه چه چيزي مي‌تواند استفاده كاربر از كدهاي منبع مذكور را محدود كند. پاسخ فقط دولت است. محدوديت‌هاي اعمال‌‌شده‌اي مانند قانون كپي‌رايت و قراردادها. بنابراين دولت براي اطمينان از اين‌كه همه كدمنبع، نرم‌افزار آزاد است نيازي به مداخله كردن ندارد. بلكه فقط لازم است دخالت را متوقف كند.

• به نظر شما انتقال يك پروژه نرم‌افزار آزاد برروي يك سيستم‌عامل اختصاصي مانند ويندوز ايده خوبي است؟ o انتقال نرم‌افزارهاي آزاد به سيستم‌هاي عامل غيرآزاد غالباً مفيد است. اين به كاربران اين سيستم‌عامل‌ها اجازه مي‌دهد تا تعداد كمي از برنامه‌هاي آزاد را آزمايش كرده و دريابند كه آن‌ها مي‌توانند سودمند باشند، و اين‌كه اين نرم‌افزارها آن‌ها را آزار نمي‌دهند. اين مي‌تواند به مردم كمك ‌كند تا بر نگراني خود در مورد امتحان يك سيستم‌عامل آزاد مانند گنولينوكس غلبه كنند. بسياري از كاربران واقعاً چنين مسيري را طي مي‌كنند. با اين حال بايد مراقب باشيم از عنوان كردن اين‌كه هدف استفاده از نرم‌افزارهاي آزاد برروي سيستم‌هاي اختصاصي چنين چيزي است اجتناب‌كنيم. استفاده از نرم‌افزارهاي آزاد يك قدم به جلو است، اما اين فقط قسمتي از راه آزادي است. براي نيل به اين مقصود بايد از نرم‌افزارهاي اختصاصي كه آزادي كاربران را رد مي‌كند اجتناب كنيم.

• فكر نمي‌كنيد كه در اختيار داشتن تمام اين برنامه‌ها به رايگان باعث باقي ماندن كاربران عادي در آن سكو خواهد شد؟o كاملاً متوجه اين سؤال نمي‌شوم. اما بايد يادآوري كنم كه نرم‌افزارFree معادل نرم‌افزارLibre يا نرم‌افزار آزاد است و الزاماً به معناي «مجاني» نيست. شركت‌هايي هستند كه هر ماه هزاران كپي از نرم‌افزارهاي مجاني را مي‌فروشند.

• من تفاوت Free در معنايي چون «خوراكي رايگان» وFree به عنوان آزادي را مي‌دانم. اين سؤال در مورد «خوراكي رايگان» است. نرم‌افزارهاي آزاد زيادي وجود دارند كه رايگان عرضه مي‌شوند. چيزي كه برآن تأكيد دارم اين واقعيت است كه اغلب نرم‌افزارهاي اختصاصي براي سيستم‌هاي عامل غيراختصاصي پولي هستند. يك كاربر معمولي را در نظر بگيريد. كسي كه حتي از مجوزهاي نرم‌افزاري هم چيزي نمي‌داند. او يك رايانه جديد خريده و براي ويندوز صد دلار پول پرداخت كرده است. او اكنون مي‌تواند بدون پرداخت پول، تعداد زيادي نرم‌افزار آزاد داشته باشد. چرا بايد گنولينوكس را امتحان كند؟ شما در پاسخ مي‌گوييد «آزادي»؟o بله و گفتن از «آزادي» را ادامه خواهم داد. مزاياي صرفه‌جويي اقتصادي به قدر كافي بديهي هستند. مردم به توضيح من نياز ندارند. به هر حال عصر ما به پول آنقدر اهميت مي‌دهد كه مردم گاهي ارزش آزادي را فراموش مي‌كنند. اين چيزي است كه بعضي وقت‌ها بايد به آن‌ها يادآوري كنيم.

• بسيارخوب. اما ما چطور مي‌خواهيم براي او توضيح دهيم كه بايد سيستم‌عاملش را عوض كند چون سيستم‌عامل فعلي كد منبع را تحت يك مجوز نرم‌افزار آزاد ارايه نمي‌كند؟ او حتي نمي‌داند كه كدمنبع چيست!o نرم‌افزار آزاد توسط كاربر كنترل مي‌شود. هنگامي كه يك نسخه از آن را تهيه كنيد مالك آن هستيد. اگر يك خانه بخريد از جابه‌جايي خلاص مي‌شويد. اگر نمي‌دانيد چگونه مي‌توانيد آن را تغيير دهيد مي‌توانيد يك نجار يا لوله‌كش استخدام كنيد تا تغييرات را براي شما انجام دهند. در مورد نرم‌افزار هم چنين است. هر كاربر مي‌تواند از مزاياي آزادي براي تغيير نرم‌افزار نفع ببرد. اگر نرم‌افزار آزاد باشد مي‌توانيد پسرعموي برنامه‌نويس خود را وادار كنيد تا آن را براي شما تغيير دهد. يا كسي را براي اين‌كار استخدام كنيد.نرم‌افزار غيرآزاد توسط توسعه‌دهنده آن كنترل مي‌شود. توسعه‌دهندگان غالباً ويژگي‌هاي بدانديشانه‌اي را اضافه مي‌كنند. مثلاً براي جاسوسي يا محدود كردن كاربر. گاهي اوقات آن‌ها ويژگي‌هاي بدانديشانه را مخفي نگه‌مي‌دارند. در عين حال آن‌ها تصور مي‌كنند كه مردم آنقدر به اين نرم‌افزار وابسته هستند كه آن را حتي با ويژگي‌هاي بدانديشانه هم مي‌پذيرند. كاربران نمي‌توانند اين ويژگي‌ها را حذف كنند چون كدمنبع را ندارند. با نرم‌افزار آزاد چنين چيزي اتفاق نمي‌افتد. چون نرم‌افزار آزاد توسط كاربر كنترل مي‌شود. حتي اگر يك برنامه آزاد يك ويژگي بدانديشانه داشته باشد، هر برنامه‌نويس مي‌تواند آن را حذف و نسخه اصلاح شده را منتشر كند و همه كاربران از جمله كساني كه برنامه‌نويس نيستند از آن نسخه استفاده خواهند كرد. مجبور نيستيد كه اين تغييرات را خودتان انجام دهيد. چون شخص ديگري اين كار را قبل از اين‌كه آن را تهيه كنيد انجام داده است. كاربران نرم‌افزار آزاد همچنين تصميم مي‌گيرند كه آن را چگونه توسعه دهند. در بسياري موارد خواسته بسياري از كاربران يكسان است. دير يا زود كاربراني كه با برنامه‌نويسي آشنا هستند يا كساني كه مي‌توانند براي تغييرات پول بپردازند، تغيير موردنظر شما را انجام مي‌دهند
• نظر شما در مورد اين‌كه لينوكس (هسته) از برنامه‌هاي راه‌انداز دو دويي(binary) راحت و بدون دردسر پشتيباني نمي‌كند چيست؟ به‌عنوان مثال پروژهOPenBSD از چيپ‌هاي بي‌سيم Atheros پشتيباني نمي‌كند چون به يكHAL دودويي نياز دارد كه با يك مجوز ناسازگار، به لحاظ اهداف و سياست‌ها، ارايه شده است. آن‌ها توافقي عمل مي‌كنند. به نظر شما لينوكس (هسته) هم بايد چنين رويكردي اتخاذ كند؟o بله! همين‌طور توسعه‌دهندگان توزيع‌هاي گنولينوكس هم بايد چنين رويكردي داشته باشند. اين خيلي اهميت دارد.

• آيا فكر مي‌كنيد كه سازندگان سخت‌افزار بايد تمام اطلاعات، اسناد، خصوصيات و جزييات مربوط به محصولات خود را منتشر كنند؟ چيزي شبيه سخت‌افزار آزاد؟o چنانچه يك توسعه‌دهنده سخت‌افزار به شما نگويد از سخت‌افزاري كه به شما مي‌فروشد چگونه استفاده كنيد، نبايد آن را بخريد. مبارزه من براي قوانيني كه ملزم مي‌كند همه نرم‌افزارها همراه با كدمنبع ارايه شوند نيست. بلكه فكر مي‌كنم دولت‌ها بايد همه را ملزم كنند كه همه سخت‌افزارهاي جديدي كه به صورت تجاري فروخته مي‌شوند همراه با خصوصيات كامل عرضه شوند.

• آيا شما براي دسترسي آزاد به مشخصات سخت‌افزار، درخواستي را امضاء كرده يا آن را ترويج نموده‌ايد و يا اصولا‌ً در اين مورد اقدامي كرده‌ايد؟o من هر نوع فعاليت غيرقهرآميز و همگاني براي تبليغ چنين قوانيني را تأييد مي‌كنم.

• ظاهراً شركت سان قصد دارد كدمنبع جاوا را عرضه كند. به نظر شما زباني مانند جاوا در صورتي كه تحت پوششGPL قرار گيرد رواج و گسترش بيشتري خواهد يافت؟o از نظر من اين مسأله ثانويه است. اين‌كه يك زبان برنامه‌نويسي بيشتر يا كمتر گسترش يابد، فقط يك موضوع فني است. اين‌كه سكوي جاواي سان غيرآزاد است موضوعي اجتماعي و اخلاقي است كه بسيار مهمتر از يك مسأله فني صرف مي‌باشد. ما براي اين‌كه احترام گذاشتن به آزاديمان را شروع كنيم منتظرشان نمي‌مانيم. ما سرگرم توسعه يك جايگزين آزاد براي همه بخش‌هاي سكوي جاوا هستيم. اگر چه هنوز همه قابليت‌ها را نداريم اما شما مي‌توانيد برنامه‌هاي جاوا را نوشته و اجرا كنيد. در صورتي كه يك برنامه جاوايي را با سكوي جاواي سان توسعه دهيد واقعاً مستقل از سكو نخواهد بود بلكه به يك سكوي اختصاصي وابسته خواهد بود. اما اگر از سكوي جاواي ما براي توسعه آن استفاده كنيد واقعاً در تمام سكوها اجرا خواهد شد.

• فكر نمي‌كنيد مشكل اين باشد كه چه كسي و به چه منظوري توسعه آن را كنترل مي‌كند؟ o مشكل نرم‌افزار اختصاصي اين است كه يك توسعه‌دهنده خاص توسعه آن را كنترل مي‌كند نه شماي كاربر. هر برنامه غيرآزاد يك ارباب و رييس دارد و اگر از اين برنامه استفاده كنيد او رييس شما مي‌شود. روِساي متفاوت نيات متفاوتي هم دارند. بعضي بهتر از بقيه هستند. اما مقايسه يك رييس با رييس ديگر باعث دور شدن از مشكل اصلي مي‌گردد كه همان آزادي است. آزادي به معني نداشتن رييس است. با نرم‌افزار آزاد مجبور نيستيد نگران باشيد كه هدف رييس براي توسعه برنامه چيست چون شما آزاديد كه براي خودتان تصميم بگيريد.

• نظر شما در مورد اين خبر كه سان يك پروژه منبع باز در مورد سيستم‌عاملش، يعني سولاريس 10، ايجاد خواهد كرد چيست؟o متوجه نمي‌شوم كه اين دقيقاً چه معنايي دارد. من مدافع منبع‌باز نيستم. اگر سان سيستم‌عامل سولاريس را به يك نرم‌افزار آزاد تبديل كند پس به آزادي كاربر احترام خواهد گذاشت. اين كار خوبي است. ساختن سولاريس آزاد مي‌تواند يك كمك و همكاري اساسي و مهم براي جامعه نرم‌افزار آزاد باشد. اما از آنجا كه ما پيش از اين نرم‌افزاري داشته‌ايم (گنو لينوكس) كه كم يا بيش مشابه آن است، اين همكاري به اندازه اپن‌آفيس يا آزاد كردن جاوا اهميت نخواهد داشت.

• آيا در فكر توسعه چيزي به صورت يك انشعاب يا شايد جايگزيني Hurd به جاي كرنل آن هستيد؟o منظور اين سؤال را نمي‌فهمم. انشعاب براي چه؟ جايگزيني Hurd با هسته چه چيزي؟

• من در مورد جايگزين كردن كرنل سولاريس 10 به جاي هسته Hurd صحبت مي‌كنم (البته در صورتي كه آزاد باشد) o اين كار قابل انجام است اما هدفي براي اين‌كار نمي‌بينم. هسته‌اي آزاد به نام لينوكس از قبل وجود داشته كه با سيستم گنو كاملاً خوب كار مي‌كند. چرا ما بايد آن را با هسته سولاريس جايگزين كنيم؟

• به همان دليلي كه گنو،Hurd را توسعه داد. o هنگامي كه ما توسعهHurd را شروع كرديم هسته آزادي وجود نداشت. انگيزه ما فراهم كردن يك كرنل آزاد بود. از آنجا كه اكنون هسته‌اي آزاد و در حال كار به نام لينوكس داريم توسعهHurd بيش از اين ضرورتي ندارد. ما به دو دليل اين‌كار را دنبال مي‌كنيم. يك آن‌كهHurd طراحي قوي‌تري دارد و داراي برتري‌هايي مي‌باشد. دوم آن‌كهHurd يك هسته گنو خواهد بود براي پروژه گنو.يعني هيچ‌ يك از اين مزايا با استفاده از سولاريس به‌دست نمي‌آيد.

• وضعيت توسعهHurd چگونه است؟o Hurd اجرا مي‌شود اما نه به‌طور قابل اعتماد. توسعه دهندگان به آهستگي سرگرم كار برروي آن هستند. اگر چه يكي از آن‌ها بخشي از وقت خود را صرف يافتن منابع مالي كرده است.توسعه‌دهندگان به اين نتيجه رسيده‌اند كهMach به عنوان يكMicrokernel غيرقابل اعتماد است و به جاي آن لازم است Hurd را به4 L انتقال دهند كه اين امر مستلزم بازنويسي‌هاي اساسي است.

• چه نوع رقابتي بين GNU/Hurd تكميل شده وGNU/Linux وجود خواهد داشت؟o هم GNU/Hurd ، زماني كه به‌طور قابل اعتماد اجرا شود و هم GNU/Linux ، هر دو سيستم‌هاي عامل آزاد خواهند بود. (مشروط براين‌كه كسي به آن‌ها بسته‌هاي غيرآزاد اضافه نكند) بنابراين انتخاب ميان آن‌ها انتخابي كاملاً كاربردي خواهد بود. من اميدوارمHurd به‌واسطه معماريش توانايي‌هاي بيشتري ارايه كند.

• من براي روشن شدن موضوع، جملا‌تي را نقل مي‌كنم:- نقل ازHurd و لينوكس (در پايگاهgnu.org)«هنگامي كه در سال 1990 توسعهHurd را شروع كرديم پرسش پيش روي ما اين بود كه چگونه مي‌توانيم هسته آزاد براي سيستم GNU تهيه كنيم. آن زمان هسته آزاد يونيكس مانندي وجود نداشت و ما مي‌دانستيم كه هيچ‌كس قصد نوشتن آن را ندارد. تنها راه براي داشتن يك كرنل رايگان آن بود كه خودمان آن را بنويسيم، بنابراين دست به كار شديم».- نقل از لينوكس و پروژه گنو (پايگاهgnu.org )«به غير از گنو پروژه ديگري به‌طور مستقل يك سيستم‌عامل يونيكسي ساخته بود. اين سيستم كه اكنون بهBSD مشهور است در دانشگاه بركلي توسعه يافته بودBSD . در دهه هشتاد غيرآزاد بود اما در اوايل دهه نود به صورت آزاد عرضه شد.»- نقل از «منبع باز: نداهايي از انقلاب منبع‌باز»:«كدهاي شبكه‌سازيBSD و يوتيليتي‌هاي پشتيبان تحت‌نام 1Networking Releas و به عنوان اولين كدهاي آزاد قابل‌ بازتوزيع بركلي در ژوئن 1989 عرضه شدند. ضوابط اعطاي مجوز، آزادانه بود. دارنده مجوز مي‌توانست كدهاي اصلاح شده يا نشده را به شكل اوليه يا دودويي و بدون حق اختراع يا پرداخت پول به بركلي، عرضه كند. تنها شرط لازم اين بود كه اعلاميه‌هاي كپي‌رايت موجود در فايل منبع دست‌نخورده باقي مانده و در مستندات محصولاتي كه در آن‌ها از اين كدها استفاده شده اشاره گردد، كه اين محصول حاوي كدهاي دانشگاه كاليفرنيا و شركايش مي‌باشد. عليرغم اين‌كه بركلي براي هر نوار هزار دلار پول مي‌گرفت، هر كس مختار بود يك كپي از آن را از كسي كه قبلاً آن را دريافت كرده بگيرد. در واقع مدت كوتاهي بعد از ارايه آن، پايگاه‌هاي بزرگ زيادي آن را به عنوانftp هاي بي‌نام عرضه كردند. عليرغم اين دسترسي آسان،CSRS از اين‌كه صدها سازمان كپي‌هايي از آن را خريداري كرده بودند خوشحال بود چرا كه درآمدها صرف توسعه بيشتر مي‌شد.» ضمن خواندن اين صفحات به چيزي برخوردم كه متوجه آن نمي‌شوم: اگرBSD از ژوئن 1989 با يك مجوز آزاد موجود بوده است چرا به جاي نوشتن ‌Hurd با هسته آن‌ها شروع نكرديد؟ همين سؤال در مورد هسته لينوكس در سال 1991 هم صدق مي‌كند.o فقط بخش‌هايي ازBSD در ژوئن 1989 با يك مجوز آزاد در دسترس بودند. با دقت ببينيد اينجا چه گفته است:«كدهاي شبكه‌سازيBSD و يوتيليتي‌هاي پشتيبان تحت عنوان 1 Networking Releas در ژوئن 1989 عرضه شدند.» و «كدهاي شبكه‌سازي» BSD فقط بخشي از يك هسته است.
• اين بخش‌ها از چه نوع مجوز آزادي استفاده مي‌كردند؟o فكر مي‌كنم مجوز اصليِBSD بود، مشابه 4 .4 BSD به بعد اما مطمئن نيستم.

• اين مجوزBSD به اندازه كافي آزاد نبود؟o اين مجوز واجد شرايط نرم‌افزار آزاد هست. اما به نظر من به خوبيِ بعضي از مجوزهاي نرم‌افزار آزاد نيست. چون از آزادي همه كاربران حفاظت نمي‌كند. اين به واسطه‌ها اجازه مي‌دهد تا نرم‌افزارها را اختصاصي كنند كه اين به معني توزيع نرم‌افزار در ميان ديگران اما بدون آزادي است.

• چرا نوشتن يك مجوز جديد(GPL) را ترجيح داديد؟o من در اينجا يك سردرگمي مي‌بينم. تصميم من براي توسعه مجوزهاي گنو هيچ ارتباطي به مجوزهايBSD نداشته است. مجوزهاي BSD بعد از مجوز GNU GPL مورد استفاده قرار گرفتند. در سال 1985 يا 1986 من با افرادي ازCSRG بركلي ملاقات كردم و از آن‌ها درخواست كردم كه كارشان را از كد يونيكسATِT جدا كنند. من از آن‌ها خواستم كه كدشان را به ‌جاي دسترسي فقط از طريق مجوزهاي ATِT به عنوان نرم‌افزار آزاد عرضه‌ كنند. اين كار را كردم چون مي‌خواستم از كدهايBSD در گنو استفاده كنم.

• مي‌دانم كه شما پايه‌گذار جنبش نرم‌افزار آزاد هستيد، با اين حال نمي‌فهمم كه شما چگونه محدوديت‌هاي تحميل شده توسط GPL را آزادي معني مي‌كنيد. مثلاً شما بايد كد اصلاح‌شده منبع را براي نرم‌افزاري كه به صورت عمومي عرضه مي‌شود ارايه دهيد و اين‌كه بايد تحت همان GPL باشد. از نظر من مجوز BSD به كاربران، توسعه‌دهندگان و مشاغل آزادي بيشتري مي‌دهد. اين‌طور نيست؟o اين همان چيزي است كه تضمين مي‌كند كاربران از چهار آزادي برخوردار هستند. مجوزهايBSD چنين تضميني ارايه نمي‌دهند و بنابراين همه كاربران چنين آزادي‌هايي را ندارند. مجوزهايBSD آزادي بيشتري اعطا نمي‌كنند. آنچه فراهم مي‌كنند، براي آن‌ها كه مي‌توانند از آن سود ببرند، قدرت است، قدرت نفي آزادي ديگران بهتر است.(براي خواندن توضيحات بيشتر مي‌توانيد به اين صفحه مراجعه كنيد:www.gnu.org/philosophy/freedom-or-power.html)

• نخستين نسخه GPL در فوريه 1989 آمد. نسخه دوم آن در ژوئن 1991 ارايه شد. دليل آن چه بود؟o به خاطر ندارم كه چه تغيير خاصي صورت گرفت اما شما مي‌توانيد اين دو را ببينيد و مقايسه كنيد. ما هر تغييري را به دليل خاصي انجام داديم. اين مانند عرضه نسخه 2/1 يك برنامه است، شما باگ‌هايي يافته‌ايد و آن‌ها را اصلاح مي‌كنيد.

• آيا نسخه سوم هم در راه است؟o ما سرگرم كار برروي يك نسخه جديد هستيم اما جاهايي وجود دارد كه نمي‌دانيم انجام دادن چه كاري درست است.

• چرا GPL اين‌قدر طولاني و قانون‌مأبانه است؟GPL يك سند قانوني است، بنابراين به زبان قانون نوشته شده است در غيراين‌صورت اين سند به‌درد نمي‌خورد. اين سند شامل آسان‌ترين لغاتي است كه مي‌توانستم پيدا كنم تا اين شرايط را به‌طور واضح و غيرمبهم بيان كنم.

• در هفتم اكتبر 2004 جف.و.مركي پيشنهاد زير را در فهرست پستي Linux.kernel ارايه داد:«ما مبلغ پنجاه هزار دلار آمريكا را براي يك بار مجوز Linux Kernel Source براي يك Snapshot واحد از يك نسخه واحد لينوكس برمبناي شماره عرضه به Kernel.org پيشنهاد كرديم. اين پيشنهاد بايد توسط «همه» دارندگان حق طبع پذيرفته شود و اين نگارش متعاقباً از مجوز GPL به مجوزي از نوع BSD براي اين كد تبديل خواهد شد. به بيان ديگر استفاده از نسخه‌هاي2 .x غيرآزاد بوده و همچنين استفاده از آن بدون انجام تغييرات مجاز مي‌باشد. لازم به توضيح است كه مبلغ فوق به Kernel.org پرداخت مي‌شود و بايستي توسط “همه” مورد پذيرش واقع شود.» نظر شما در مورد اين پيشنهاد چيست؟o احمقانه بود كه مردم آن را بپذيرند. چرا بايد به او اجازه داد لينوكس را در اختيار كاربران قرار دهد بدون آن‌كه به آزادي آن‌ها احترام بگذارد. اگر من در لينوكس مشاركت داشتم به آن‌ها نه مي‌گفتم و براي اين‌كه بايد به آزادي كاربران احترام گذاشت پافشاري مي‌كردم. من هيچ بخشي از لينوكس را ننوشته‌ام اما اين همان چيزي است كه من هنگام توسعه يك برنامه به آن توجه مي‌كنم.

• تعدادي از توسعه‌دهندگان اين پيشنهاد را فوراً رد كردند. بنابراين به نظر مي‌رسد كه آن‌ها براي ديدن نگارشي از لينوكس مبتني بر مجوز BSD شانسي ندارند.o چه بهتر!

• به هر حال شك دارم كه اين وضعيت در آينده تغيير كند. با اين‌همه، لينوكس براي مديريت كد منبعش از يك نرم‌افزار اختصاصي استفاده مي‌كند. اين واقعاً الگوي بدي براي جنبش نرم‌افزار آزاد است. يعني اعطاي آزادي در ازاي پول. آيا براي اطمينان از اين‌كه اين امر هرگز اتفاق نيفتد برنامه‌اي داريد؟o نمي‌توانم پيشگويي كنم. اما حدس مي‌زنم كساني كه پاسخ منفي دادند را‡ي خود را حفظ كنند. لينوس با استفاده از يك نرم‌افزار غيرآزاد در اين راه حساس و عمومي، الگوي بدي را در جامعه جا انداخته است. هنگامي كه او اين كار را كرد، من در ليستLinux.Kernel از او انتقاد كردم و فكر مي‌كنم با مطرح كردن اين موضوع به منصرف شدن پروژه‌هاي ديگر از انجام چنين كاري كمك كرده‌ام. به اين ترتيب تأثيرات زيان‌آور اين قضيه كاهش يافته است. بنياد نرم‌افزار آزاد نمي‌تواند بيش از اين كاري در مورد لينوكس انجام دهد چرا كه ما در توسعه اين برنامه خاص نقشي نداريم.

• لينوكس امروز فقط يك هسته است. بنابراين شما هنوز مستقيماً روي ديگر بخش‌هاي اين سستم‌عامل نظارت داريد. دليل اين‌كه نام كامل سيستم‌عامل گنو لينوكس مي‌باشد هم همين است.o اين دليل نامگذاري گنو - لينوكس نيست و ارتباطي به آن ندارد. نام گنو لينوكس به اين معني است كه اين ليست با عنوان گنو آغاز و لينوكس به آن اضافه شده است.اين روزها سيستم شامل هزاران بسته‌اي است كه توسط هزاران توسعه‌دهنده توليد مي‌شوند. اما پايه و اساس هنوز گنو است و لينوكس به آن اضافه شده است.

• بابت اين توضيح ممنونم. فكر مي‌كنم تنها كسي نبودم كه اين تصور غلط را داشته است چون صفحه خانگي پروژه دبيان (http://www.debian.org/) مي‌گويد: «دبيان از هسته لينوكس استفاده مي‌كند (هسته يك سيستم‌عامل) اما اغلب ابزارهاي پايه‌اي سيستم‌عامل برگرفته از پروژه گنو مي‌باشند، از همين رواست كه گنولينوكس نام دارد»آيا در مورد اين‌كه روزي لينوس توروالدز تصميم بگيرد رهبري يكي از توزيع‌هاي لينوكس را به‌دست گيرد فكر كرده‌ايد؟o خير چون او هميشه گفته است كه علاقه‌اي به اين كار ندارد. اگر مي‌خواهد چنين كاري كند البته كه استحقاق آن را دارد. هر كسي مي‌تواند اين كار را انجام دهد.

• امروزه «لينوكس» واژه جادويي IT است و سردرگمي‌هاي فراواني در مورد بروز معاني نرم‌افزار آزاد منبع‌باز و يا لينوكس و گنولينوكس وجود دارد. از اين‌كه گنو و بنياد نرم‌افزار آزاد مقبوليت و نفوذ خود را از دست بدهد نمي‌ترسيد؟o به كار بردن واژه ترس نسبتاً سخت است. احساس من نگراني در مورد بروز يك مشكل واقعي است. پروژه گنو زماني اعتبار خود را از دست مي‌دهد كه مردم كارهاي بسيار مهم گذشته ما را به ديگري نسبت بدهند و اين اثربخشي كارهاي امروزي ما را كاهش مي‌دهد.ده‌ها ميليون نفر اكنون از سيستم‌عاملي استفاده مي‌كنند كه به خاطر يك مبارزه هميشگي براي آزادي - چيزي بي‌همتا در دنياي رايانش - توسعه يافته است و آن‌ها اين را نمي‌دانند. نام لينوكس هرگز با آزادي به عنوان هدف پيوند نخورده است، اين مقصود با نام گنو گره خورده است. وقتي مردم مي‌پندارند كه سيستم لينوكس است، از چرايي توسعه آن تصور غلطي خواهند داشت. آن‌ها فكر مي‌كنند لينوس توروالدز آن را براي تمرين و سرگرمي به‌وجود آورده است. لذت و آزادي هر دو مي‌توانند مردم را براي توسعه نرم‌افزار آزاد تهييج كنند. اگر مردم اين موضوع را بدانند اين محرك‌ها مي‌توانند براي آن‌ها الهام‌بخش باشند. من از كاربران گنولينوكس مي‌خواهم كه بدانند دليل موجوديت اين سيستم آزادي است. آن وقت است كه گروهي از آن‌ها براي دفاع از آزاديمان به ما ملحق خواهند شد. در دنيا هرگز به اندازه كافي براي آزادي مدافع وجود ندارد.

• همان‌طور كه گفتيد: «در دنيا هرگز به اندازه كافي براي آزادي مدافع وجود ندارد.» اما Distrovatch.com بيش از 350 توزيع گنو لينوكس را برشمرده است. به نظر شما اين به نوعي پراكندگي منابع نيست؟o طبيعتاً مقداري اتلاف وجود دارد. اما نه به اندازه‌اي كه فكر مي‌كنيد. بسياري و شايد اغلب اين توزيع‌ها مشتقاني از توزيع‌هاي ديگر هستند و حفظ يك توزيع اشتقاقي كار چنداني ندارد.

• شما داروينِ اپل را چگونه معنا مي‌كنيد؟ هم اختصاصي و هم منبع‌باز؟o داروين اكنون نرم‌افزار آزاد است نه اختصاصي (منبع باز هم هست) گر چه دو سال پيش بخش‌هايي از كد داروين مجوز متفاوتي داشت كه منبع‌باز بود، اما نرم‌افزار آزاد محسوب نمي‌شد.

• من از چند سال پيش بازار سيستم‌هاي عامل را زير نظر دارم. به نظر من با هر عرضه Mac OSX اضافه شدن نوآوري‌ها تداوم يافته و تجربه كاربران آن بهبود مي‌يابد. اما چنين بهبودهايي را در هيچ يك از توزيع‌هاي تجاري گنولينوكسRedHat) ،Mandrake ،Novell/suse و ...) نمي‌بينيم. چنين به نظر مي‌رسد كه اين شركت‌هاي بزرگ يك محصول كامل را به سادگي با در كنار هم قرار دادن نتيجه و دستاورد پروژه‌هاي خارجي گوناگون توليد مي‌كنند. آن‌ها لينوكس (هسته)،GCC ، يوتيليتي‌هاي ديگر گنو،XFree/X.org ،KDE/Gnome و غيره را دربر‌دارند. پس نوآوري براي كاربر كجاست؟o بخش آخر پرسش شما اين تصور را القا مي‌كند كه نوآوري همان چيزي است كه ما مي‌خواهيم و آزادي مسأله ثانويه است. از نظر من اين درست عكس قضيه است. آزادي مهمترين چيز است و نوآوري تا جايي كه آزاديمان را حفظ كند خوب است. هرگز از خودم نپرسيده‌ام كه ممكن است نرم‌افزار آزاد به معناي نوآوري بيشتر باشد يا نباشد چون خواسته من آزادي است. نرم‌افزار آزاد نرم‌افزاري است كه به آزادي ما احترام مي‌گذارد. نرم‌افزار اختصاصي (متملكانه) منكر آزادي كاربر است. در صورتي كه نرم‌افزار اختصاصي نوآورانه باشد باز هم از آن استفاده نخواهم كرد. من بيست سال براي آزادي خودم و شما جنگيده‌ام و به خاطر رسيدن به راحتي، از آن دست برنخواهم داشت.نوآوري تا جايي پسنديده است كه به آزادي مردم احترام مي‌گذارد اما هنگامي كه طعمه‌اي است تا مردم آزاديشان را فدا كنند، ناپسند است.

• من در مورد شركت‌هاي تجاري صحبت مي‌كنم كه با عرضه نرم‌افزارهاي آزاد از آزادي حمايت كرده‌اند. بنابراين آزادي از قبل وجود داشته است. آن‌ها مي‌توانند نوآور باشند يا نباشند. اين فقط جنبه تجاري دارد. آن‌ها ترجيح دادند پول‌ها را صرف آگهي‌هاي بزرگ تبليغاتي كنند. تنها ترديد آن‌ها اين بود كهGPL ممكن است مانع نوآوري شود.GPL مانع اصلاحات غيرآزاد است GPL .تنها ممكن است مانع «نوآوري»‌هايي شود كه غير‌آزاد هستند، آيا اشكالي در آن مي‌بينيد؟ من نمي‌بينم. اگر برنامه‌اي غيرآزاد باشد تهاجمي به همبستگي اجتماعي محسوب مي‌شود. خوشحال خواهم شد اگر بتوانم از توسعه چنين نرم‌افزاري جلوگيري كنم.

• جايي خوانده‌ام كه مايكروسافت ادعا كردهGPL نوآوري در كسب و كار را نابود مي‌كند.GPL براي حراست از آزادي نرم‌افزار آزاد ايجاد شده است. اين مجوز مي‌گويد كه نسخه‌هاي اصلاح شده نرم‌افزار هم بايد آزاد باشند. اين همان چيزي است كه مايكروسافت نمي‌پسندد. مايكروسافت فكر مي‌كند حق دارد از كار ما در محصولاتش استفاده كند، حتي هنگامي كه اين محصولات اختصاصي هستند. مايكروسافت به ما اجازه نمي‌دهد از كدهاي منبعش در برنامه‌هاي خود استفاده كنيم اما فكرمي‌كند كه ما بايد به آن‌ها اجازه دهيم تا از كدهاي منبع ما در برنامه‌هايشان استفاده كنند. مايكروسافت مي‌گويد: «مال من مال خودم است و مال تو هم مال من است».اما آيا حمايت ما از آزادي كاربران از نوآوري خاصي جلوگيري خواهد كرد؟ شايد. زماني كه يك نوآوري به قيمت سلب آزادي ما تمام شود، GPL مي‌گويد نه! آيا اين چيز بدي است؟ اين به ارزش‌هاي شما بستگي دارد. اگر تماماً براي نوآوري ارزش قائليد و براي آزادي بهايي قائل نيستند آن‌گاه حمايت قاطعانهGPL از آزادي كاربران را چيز بدي مي‌پنداريم. از سوي ديگر اگر براي آزادي ارزش قائل باشيد، خوشحال خواهيد شد كه GPL سد راه توسعه‌دهندگان بي‌قيدي است كه از نوآوري‌هاي وسوسه‌انگيز به عنوان طعمه براي كاربران استفاده مي‌كنند تا از آزادي‌شان دست بكشند. از آن‌جا كه مصمم هستم آزاديم را حفظ كنم از نرم‌افزار غيرآزاد استفاده نخواهم كرد. پس اگر نوآوري‌هاي شما نرم‌افزار غيرآزاد مي‌باشد، لطفاً آن‌ها را ننويسيد. لطفاً كار ديگري انجام دهيد. كاري كه نفي‌كننده آزادي كاربران نباشد.

• استيو بالمر، مدير اجرايي مايكروسافت، گفته است: «از حدود سه سال پيش ما امنيت نرم‌افزاري را در اولويت قرار داده‌ايم.» آيا امنيت نرم‌افزار براي گنو نيز در اولويت است؟o من چنين نظري ندارم اما تلا‌ش مي‌كنيم آن‌را ايمن سازيم.

• چراGCC هنوز داراي هيچ فناوري حفاظتي حافظه‌اي نيست؟o من از توسعه‌دهندگانGCC خواهم خواست تا نگاهي به اين روش‌ها داشته باشند و من را در مورد امكان نصب يك يا چند تا از آن‌ها درGCC مطلع سازند.

• آيا پروژه گنو استانداردهايي چون IEEE و استانداردهاي بالفعل را پذيرفته و به رسميت مي‌شناسد؟o ما از همه استانداردها تا زماني كه براي كاربران مفيد باشد تبعيت مي‌كنيم. با اين حال ما آن‌ها را نه به عنوان اجبار بلكه صرفاً پيشنهاد تلقي مي‌كنيم. اما اگر رها كردن يك استاندارد براي كاربران راحت‌تر باشد، اين كار را مي‌كنيم.به عنوان مثال، C استاندارد، كامپايلر را ملزم مي‌كند كه ورودي‌هايي كه با قواعد Syntax (نحوي) سازگاري ندارند را گزارش كندGCC . اما گونه‌هايي از C را دارد كه اجازه مي‌دهد از اعلام اين ناهماهنگي‌ها صرف‌نظر كنيد و اين يعني تداخل با استاندارد. من براي حل اين مسأله تابعي به نام-ansi را قرار داده‌ام تا اعلا‌م گزارش‌هاي خطا را غيرفعال كند. ضمن آن‌كه- - pedantic را هم قرار داده‌ام تا رفتار كامپايلر مطابق با استاندارد باشد. در واقع - - pedantic براي آن است كه نگوييم اين كامپايلر منطبق برC ‌استاندارد نمي‌باشد. يعني ابزارهايGNU مانندdf و du تا زماني كه متغير POSIXLY-CORRECT را تنظيم نكنيد، از دستورالعمل POSIX تبعيت نخواهند كرد. مثلا‌ً در GNU به طور معمولdf وau فضاي حافظه را با كيلو (k) گزارش مي‌كنند حال آن‌كهPOSIX مي‌گويد كه بايد از واحدهاي 512 بايتي استفاده كنيد. اگر متغيري كه گفتم را تنظيم كنيد،df و au نيز از واحدهاي 512 بايتي استفاده خواهند نمود.
پي‌نوشت:

(1) لغتproperietary در فارسي معمولا‌ً به معناي اختصاصي به‌كار گرفته شده است. اما به نظر مي‌آيد كه معادل چندان مناسبي نباشد، زيرا تعريف دقيق آن نرم‌افزاري است كه در مالكيت شركتي خاص قرار دارد و يا تحت قوانين مربوط به مارك تجاري ثبت شده (Registered Trade Mark) مي‌باشد. بنابراين “متملكانه” شايد معادل مناسب‌تري باشد. وليكن در اين متن به همان معادل “اختصاصي” اكتفا شده است.
در بار ه ریچارد استالمن
ريچارد.م.استالمن در شانزدهم مارس 1953 در منهتن به دنيا آمد. وي در اواخر دهه 60 ميلادي و مدت‌ها پيش از انقلاب رايانه‌هاي شخصي اين فرصت را پيدا كرد تا براي اولين‌بار كار با يك رايانه را تجربه كند. اين تجربه به او كمك كرد تا تابستان پس از فراغت از تحصيل در دبيرستان را صرف نوشتن اولين برنامه خود كند. مدتي پس از آن به سمت معاونت آزمايشگاه بخش زيست‌شناسي دانشگاه راكفلر منصوب شد. اگر چه استالمن نبوغ خود را در رياضيات و فيزيك نشان داده بود، اما ذهن تحليل‌گر او رئيس آزمايشگاه را به شدت تحت تأثير قرار داده بود. مادر استالمن خاطرات جالبي را از يك گفت‌وگوي تلفني چند سال پس از جدايي فرزندش از آزمايشگاه به ياد مي‌آورد: <پشت خط پرفسوري از راكفلر بود. او مي‌خواست بداند كه ريچارد اكنون مشغول چه كاري است و بعد از اين‌كه فهميد در زمينه رايانه فعاليت مي‌كند خيلي تعجب كرد. او هميشه فكر مي‌كرد ريچارد به عنوان يك زيست‌شناس آينده درخشاني خواهد داشت>! استالمن پس از اين كار، كسب تجربه و مهارت در زمينه رايانه را ادامه داد. او در سال 1971 و در حالي كه دانشجوي جديد دانشگاه هاروارد بود، به عنوان يكي از هكرهاي آزمايشگاه هوش مصنوعي MIT (هكر در معناي ‌واقعي) مشغول به كار شد. او توسط Russ Noftsker استخدام شده بود. كسي كه بعدها به يكي از مخالفين سرسخت استالمن تبديل شد. در دهه هشتاد جامعه هكرها كه همه زندگي استالمن را تحت‌تأثير خود قرار داده بود، تحت فشار تجاري‌شدن صنعت نرم‌افزار رو به انحلال نهاد. در سال 1980 يكي از هكرهاي آزمايشگاه هوش مصنوعي به نام ريچارد گرين بلات شركتLMI را به منظور فروش ماشين‌هايLisp ، كه آن را همراه با تام نايت طراحي كرده بود، تأسيس كرد. گرين‌بلات از مشاركت سرمايه‌گذاران متفرقه جلوگيري مي‌كرد، چرا كه عقيده داشت سود حاصل از توليد و فروش ماشين‌هايLisp به خوبي مي‌تواند باعث رشد شركت شود. در مقابلRuss Noftsker و هكرهاي ديگر عقيده داشتند كه شيوه مرسوم سرمايه‌گذاري روش مناسب‌تري است. از آن‌جا كه هيچ توافقي حاصل نشد، بقيه توسعه‌دهندگان به LMI مهلتي يكساله دادند و پس از آن Symbolic را تأسيس كردند. آن‌ها در خلال اين تحولات بسياري از هكرهاي باقي‌مانده را به خدمت گرفته و متقاعد كردند كه به‌واسطه تضاد منافع، كار در آزمايشگاه را رها كنند.با وجود اين‌كه هر دو شركت به عرضه نرم‌افزار اختصاصي روي آوردند، استالمن احساس مي‌كرد كهLMI برخلافSymbolics از تخريب آزمايشگاه اجتناب مي‌كند. از اين رو وي به مدت دو سال (1982 تا اواخر 1983) يك‌تنه تلاش مي‌كرد تا از انحصار آن‌ها بر رايانه‌هاي آزمايشگاه جلوگيري كند. در آن زمان او آخرين نفر از هكرهاي هم نسل خود بود. از او خواسته شده بود تا از افشاي اصول خود امتناع ورزد. اما او برخلاف اين تقاضا ترجيح داد تا انديشه‌هاي خود را به گوش ديگران برساند.فلسفه استالمن اين بود كه «نرم‌افزار بايد آزاد باشد.» اگر استفاده بخشي از يك نرم‌افزار براي كاربري يا هكري سودمند باشد اين حق و وظيفه توسعه‌دهنده است كه به آن‌ها اجازه استفاده و بهبود آن را بدون مانع‌تراشي و اعمال محدوديت در حقوقشان اعطا كند. اين چنين بود كه او در سپتامبر 1983 بنياد نرم‌افزار آزاد را بنا نهاد و كار برروي پروژه گنو (GNU) را آغاز كرد. استالمن در ژانويه 1984 كار خود را در MIT ترك كرد تا به صورت تمام وقت خود را وقف كاري كند كه ارزش بسيار فراتري براي آن قائل بود. كاري كه به خاطر آن تحصيل در مقطع دكترا را نيمه‌كاره رها كرد. در سال 1985 استالمن مانيفست گنو را منتشر ساخت و در سال‌هاي بعد نيز به ترفيع و توسعه مفاهيم نرم‌افزار آزاد پرداخت كه از آن جمله مي‌توان به طرح مفهومCopy left در سال 1989 به عنوان شيوه‌اي براي تضمين بقاي آزادي‌هاي كاربر اشاره كرد. در همين ايام توسعه يك هسته براي سيستم‌عامل گنو به نام hurd نيز آغاز شد. اما در سال 1991 و با عرضه هسته لينوكس خلاء يك هسته مناسب براي گنو پر شد (كه اين امر تاحدودي بر كُندشدن پروژه hurd تأثيرگذار بود). استالمن در حال حاضر نيز به تبليغ و ترويج عقايد خود مي‌پردازد و يكي از مهمترين مردان امروز IT است. از ميان افتخارات پرشمار او مي‌توان به كسب چهار درجه دكتراي افتخاري از دانشگاه‌هاي مختلف اشاره كرد.

اگر دقت کرده باشید همراه هر برنامه ای که نصب می شود که licence agreement وجوددارد که شما باید با زدن دکمه Yes آن را تایید کنید و اگر نه آن برنامه بر روی دستگاه شما نصب نخواهد شد ولی آیا تا حالا این توافقنامه را به خوبی خوانده اید به متن ترجمه شده زیر مراجعه کنید و ببینید که برای استفاده از ویندوز باید چه چیزی را تایید کنید آن وقت است که به اهمیت نرم افزار های آزاد مثل لینوکس پی خواهید برد . درست است که ما الان CD ویندوز را از هر مغازه ای پیدا می کنیم ولی فکر آینده باشیم اگر یک قانون جدید بیاید و ما مجبور به پرداخت پول هنگفت برای ویندوز باشیم باید چه کرد ؟؟؟؟
انکار آزادی ، چرا ؟آیا نرم افزار های رایج در کشور ناقض آزادی هستند؟ تا چه حد با شرکت های نرم افزاری انحصار طلب آشنایی دارید ؟ نرم افزار آزاد چیست ؟ آیا از آزادی نرم افزار منظور همان رایگان بودن آن است ؟ صنعت نرم افزار به چه سمتی حرکت می کند ؟ این پرسش ها و سوالاتی از این قبیل مدتی نه چندان طولانی است که در جامعه ی نرم افزاری ایران مطرح شده اند، در این نوشته سعی شده در حد توان به این سوالات پاسخ داده شود.تاریخچه ی حق تالیف (copyright):موضوع حق تالیف از دیرباز مطرح بوده است ؛نویسندگان در آن زمان تمایل داشتند تا به عنوان نویسنده مطلب شناخته شوند. تا قرن پانزدهم کار چاپ و تکثیر کتب بسیار سخت و وقتگیر بود که البته بیشتر شامل کتب مذهبی بود که بوسیله ی راهبان نوشته می شد.در قرن هفدهم به علت گسترش صنعت چاپ و همچنین ارزانی آن کپی های غیر مجاز از کتب رواج زیادی پیدا کردند؛ به همین دلیل پادشاه انگلستان تصمیم به آن گرفت که بر تکثیر کتب نظارت شود از آن زمان بود که کتب مجوز دار منتشر شدند.تازمانیکه فن آوری دیجیتال بوجود نیامده بود سیستم کپی رایت به خوبی با صنعت چاپ رشد می کرد و به عنوان عامل پیشرفت و ترقیب ناشران و نویسندگان محسوب می شد ولی این رشد با بوجود آمدن فن آوری دیجیتال همگونی خود را از دست داد زیرا این فن آوری بسیار انعطاف پذیر تر از صنعت چاپ بود،یعنی به عنوان مثال تکثیر محصولات دیجیتال بسیار آسان شده بود . لذا شرکت های رایانه ای مجوز های حق تالیفی را برای محصولات خود تدوین کردند که بسیار یکطرفه ، سخت و بی رحمانه بود .بررسی مجوز Microsoft EULA :در اینجا به بررسی چند بند انتخابی ازیک مجوز که به همراه Windows XP ارایه شده می پردازیم، که موضع شرکت رایانه ای تولید کننده ی آن را مشخص می کند.
• شما مجازید یک نسخه از محصول را بر روی یک رایانه مانند یک ایستگاه کاری پایانه یا دیگر ابزار ها نصب کرده، استفاده کرده ، مورد دسترسی قرار داده ، نمایش دهید .
• محصول نباید در آن واحد با بیش از یک پرازنده در هر ایستگاه کاری استفاده شود .
• شما حق ندارید به غیر از نرم افزار هایی مانند NetMeeting ، Assistance Remote و Remote Desktop از محصول برای اجازه دادن به هر ابزاری برای دستیابی ، استفاده ، نمایش یا اجرای دیگر نرم افزار موجود بر روی ایستگاه کاری استفاده نمایید و همچنین حق ندارید به هیچگونه ابزاری اجازه دهید از رابط کاربری محصول یا خود محصول استفاده کند مگر آنکه خود آن ابزار نیز دارای مجوزی جداگانه باشد.
• شما مجازید نسخه ای از نرم افزار را بر روی یک وسیله ذخیره سازی اطلاعات از قبیل یک سرور شبکه تنها به منظور نصب یا اجرا کردن بر روی رایانه های ایستگاه کاری خود در یک شبکه داخلی ذخیره یا نصب کنید؛ در عین حال شما موظفید برای هر ایستگاه کاری مجزا که بر روی / یا از طریق آن محصول نصب یا استفاده شده مورد دسترسی قرار گرفته ، نمایش داده شده یا اجرا می شود ، مجوزی اضافه تهیه کنید . یک مجوز برای محصول نمی تواند در آن واحد برای ایستگاه های کاری مختلف مورد استفاده قرار گرفنه یا به اشتراک گذاشته شود.
• ارتقا برای استفاه از محصولی که به عنوان ارتقا شناخته می شود ابتدا باید محصول فعلی شما به عنوان دارای صلاحیت برای ارتقا شناخته شود . پس از ارتقا شما حق ندارید از محصولی که مبنای صلاحیت ارتقا را ایجاد کرده استفاده کنید .
• شما مجازید محصول را به رایانه ای دیگر در ایستگاه کاری خود منتقل کنید؛ پس از انقال شما باید محصول را کاملا از رایانه ی قبلی حذف کنید.
• شما مجاز نیستید این محصول را اجاره داده ، قرض داده یا از آن برای میزبانی خدمات برای اشخاص ثالث استفاده کنید .
• شما مجاز نیستید این محصول را مورد مهندسی معکوس ، دی کامپایل کردن و جداسازی((Disassemblyقرار دهید مگر و فقط مگر تا حدی که به صورت واضح توسط قوانین قابل کاربرد که این محدودیت ها نقض نکنند اجازه داده شده است.با در نظر گرفتن مجوز بالا و عباراتی مثل«حق ندارید به اشتراک بگذارید» یا «حق ندارید انتقال دهید »و... متوجه می شویم که با نرم افزار مثل یک کالای مادی برخورد شده که این کاملا غلط است ؛ به عنوان مثال فرض کنید شما در حال میل کردن غذا هستید و ناگهان شخصی از راه برسد و تمام آن را بخورد مسلما شما اعتراض می کنید زیرا به شما ضرر رسیده و این ضرر دقیقا به همان اندازه است که آن شخص سود برده در حالی که در مورد نرم افزار و چیز های مشابه به آن مثل کتاب وضع قدری فرق می کند زیرا مثلا وقتی شما برنامه ای را تغییرمی دهید ویا آن را با دوستتان به اشتراک می گذارید مسلما تاثیر مثبتی که این عمل برای دوستتان دارد قابل مقایسه با تاثیری که از این عمل به دارنده ی نرم افزار ( یعنی شما ) می رسد نیست.نکته ای دیگر که باید به آن اشاره کرد این است که وقتی جنسی اعم از مادی(مثل غذا) یا غیر ماده(مثل کتاب) فروخته می شود منطق حکم می کند که دیگر فروشنده حق دخالتی در مورد نحوه ی استفاده از آن را نداشته باشد که همان طور که ملاحظه کردید بیشتر مجوز بالا در مورد بعد از خرید محصول بود!با توجه به مطالب فوق به این نتیجه می رسیم که باید تجدید نظر هایی در مورد حقوق مصرف کننده انجام گیرد . تعریف نرم افزار آزاد را در ادامه بیان خواهم داشت تا بطور واضح نشان دهم که چه مواردی در مورد یک نرم افزار خاص باید صدق کند تا به عنوان یک نرم افزار آزاد تلقی شود . نرم افزار آزاد در مورد آزادی کاربران برای اجرا ،کپی،توزیع ، بررسی ، تغییر و بهبود دادن نرم افزار می باشد . بطور دقیق تر نرم افزار آزاد به چهار نوع آزادی برای کاربران اشاره دارد:۱. آزادی برای اجرای برنامه به هر منظوری.۲.
آزادی برای مطالعه و بررسی چگونگی عملکرد برنامه و تغییر آن برای نیاز خود (دسترسی به کد منبع یک پیش شرط برای این آزادی می باشد).۳. آزادی برای توزیع مجدد کپی هایی از آن ، بنابراین شما می توانید به اطرافیان خود کمک کنید.۴. آزادی برای بهبود برنامه و انتشار این تغییرات برای عموم بنابراین تمام مردم از آن بهره می برند (دسترسی به کد منبع یک پیش شرط برای این آزادی می باشد).با توجه به آزادی های مذکور شما قادرید آشکارا و آزادانه با سایر افرادی که نرم افزار تولید می کنند همکاری و مشارکت کنید و نیز از چگونگی کارکرد نرم افزار مطلع شوید و آن را به دیگران بیاموزید و همچنین می توانید هنگامی که برنامه با مشکلی مواجه می شود برنامه نویسان دلخواه خود را برای تعمیر استخدام کنید .مزیت منبع باز بودن نرم افزار آزاد:تعدادی از افراد (خصوصا آنهایی که عادت دارند نرم افزار را از یک فروشنده بزرگ خریداری کنند) تصور می کنند که محصولات به صورت منبع باز به مزاحمین کامپیوتر امکان می دهد منافذ ورود به سیستم را پیدا کرده و از آنها سوء استفاده نمایند به همین دلیل بر این باورند که محصولات به صورت منبع باز ایمنی کمتری دارند .اولین بخش این نظر درست است ولی عقیده ی آنها درست نیست. این که منافذ امنیتی یک محصول در منبع باز زودتر آشکار می شوند صحیح است ، دلیل این امر آن است که کد منبع آن قابل خواندن و آنالیز شدن می باشد و آسیب پذیری ها به راحتی تشخیص داده می شوند و به خاطر همین وضوح ، نقاط ضعف سریعا برای برنامه نویسان آشکار می گردد و آنها می توانند در جهت رفع مشکل تلاش کنند .وب در خدمت افرادی است که محصولات دارای منبع عمومی را نصب می کنند آن را به کار می برند و آزمایش می کند و سوالات و تجربیات خود را در گروه های خبری عمومی و حوزه های بحث مطرح می نمایند. محصولی که به صورت منبع باز است نقاط ضعف آن به سرعت مشخص می شود و صحبت های زیادی در مورد آن مطرح می گردد. بدین ترتیب توجه برنامه نویسان به این ضعف ها جلب می شود . برخی از کاربران خودشان مشکل را بر طرف می کنند و کد حاصله را برای تلفیق با محصول اصلی در دسترس عموم قرار می دهند.نمی توان یک مشکل عمده را در این نرم افزار ها پنهان کرد؛ بدین ترتیب نقص امنیتی به حال خود گذاشته نمی شود و برنامه نویس چاره ای ندارد مگر اینکه سریعا راه حلی برای آن پیدا کند این حالت را با محصولاتی مقایسه کنید که کد منبع آنها (وحتی گاهی اوقات مشخصات فرمت فایل یا کارایی) در اختیار بیگانه ها قرار نمی گیرد و فقط دسته ای از برنامه نویسان داخلی به اطلاعات دسترسی دارند بدین ترتیب مدت زمان بیشتری طول می کشد تا مشکلات بروز کنند و رفع شوند و وقتی یک نقص امنیتی کاربران زیادی را تحت تاثیر قرار دهد نتیجه ی امر مصیبت بار خواهد بود.در ضمن نگاه دنیای حرفه ای رایانه به این مطلب نیز چنین است یک اصطلاح رایج بین برنامه نویسان سازمان فضایی ایالات متحده ، ناسا این است که:«نرم افزار بدون کد منبع نرم افزار نیست».آنها برای روشن شدن مطلب بیان می دارند که «ما احتیاجی به برنامه ای با امنیت بالا نداریم حتی به برنامه ای با امنیت بسیار بالا هم نیاز نداریم بلکه ما به نرم افزار منبع بازی نیاز داریم که خودمان بتوانیم به آن امنیت فوق العاده بالا ببخشیم» از نظر آنها هیچگاه شرکت های نرم افزاری نمی توانند برنامه ای را تولید کنند که صد در صد پاسخگوی مصرف کننده باشد .واقعا نیز چنین است خواه این موضوع در مورد سازمانی مثل ناسا باشد ، خواه در مورد یک نرم افزار معمولی که در دسترس عامه مردم قرار می گیرد.آیا این حقوق بر اوضاع اقتصادی تولید کنندگان تاثیر گذار است ؟در پاسخ به این سوال باید در ابتدا ذکر کنم که ثروتمند شدن از طریق تولید نرم افزار خواه به صورت غیر آزاد خواه آزاد نیازمند تلاش و ابتکار و نوآوری است . و نیز باید خاطر نشان کنم که تولید نرم افزار آزاد منافاتی با تجاری بون نرم افزار ندارد و فقط پاسخگویی بیشتر به نیاز مصرف کننده است . در بازار نرم افزار آزاد شما می توانید کپی از نرم افزار را تهیه نمایید که ممکن است حتی برای آن هزینه ای پرداخت نکنید اما تولید کنندگان نرم افزار در مقابل ارایه ی خدمات و یا اختصاصی کردن پروژه برای شما می توانند کسب در آمد کنند .

mozilla

موزیلا فایرفاکس، مرورگری‌ است برای گشت‌زنی در صفحات اینترنتی، که اکنون حدود ۱۷٪ کاربران اینترنت از آن استفاده می‌کنند و بیشتر بین کاربران توزیع‌های لینوکس محبوبیت دارد، رفته‌رفته با پدیدار شدن مشکلات امنیتی در پراستفاده‌ترین مرورگرهای وب (Web Browser) مانند اینترنت اکسپلورر، کاربران دیگر سیستم‌عامل‌های رایانه‌ای از قبیل ویندوز (Windows) و‌ مکینتاش (Macintosh) نیز استفاده از این مرورگر را آغاز کرده‌اند.

ویژگی‌ها

با گسترش وب و اهمیت بحث تبلیغات طراحان به فکر ایجاد صفحاتی افتادند که بدون خواست کاربر گشوده شوند. با استفاده از امکان pop-up blocker موزیلا، این صفحات امکان ایجاد مزاحمت را ندارند. این گزینه برای مرورگر قابل تنظیم است. یکی از ویژگی هایی که شاید روزی به عنوان علامت مشخصه ی موزیلا به حساب می آمد امکان گشودن چند صفحه در یک پنجره (tabbed browsing) است. این قابلیت به دلیل استقبال کاربران و همچنین کاربرد وسیع در مدت کوتاهی بین تمام مرورگر ها شایع شد اما می توان موزیلا را از پایه گزاران آن نام برد. هرچند در نسخه های اولیه ی این برنامه قابلیت tabbed browsing برای تعداد بالای صفحات امکان مدیریت آنها را سلب می کرد ولی در نسخه های اخیر به راحتی می توان با کشیدن و رها کردن (drag-and-drop) مکان تب ها را مدیریت کرد. قابلیت RSS قوی این مرورگر، امکان پاک کردن آسان اطلاعات شخصی (tools->clear->private data)، امکان کشیدن و رها کردن متن به باکس جستجو، حمایت از SVG و CSS2 وCSS3 و JavaScript، حمایت از صفحات طراحی شده با فناوری نوین آژاکس (AJAX)، حمایت از قابلیت های ویژه ی CMS های رایج، همکاری گسترده با شرکت های بزرگ مانند eBay و موتور های جستجوی yahoo و Google و ده ها قابلیت سازگارانه ی دیگر موزیلا را از جمع مرورگرهای آماتور جدا کرده و باوجود سادگی و محیط دوست داشتنی، آن را به یکی از Browser های پیشرفته بدل می کند.


توانایی شخصی سازی


یکی از قابلیت‌های فایرفاکس امکان تبدیل آن به مرورگری به سلیقه هر فرد است. برای این کار فایرفاکس دو مورد را در نظر گرفته است.اول توانایی‌های مرورگر، دوم ظاهر آن.
شخصی سازی توانایی‌های فایرفاکس با کمک فایل‌هایی با حجم کم به نام گسترش (Extension) ممکن می‌شود. این گسترش‌ها در واقع تکه‌های کوچک برنامه‌اند که قابلیت‌های مختلفی را به این مرورگر می‌افزایند. تم‌های مختلف این مرورگر هم شخصی سازی ظاهر آن را راحت می‌کند.


فایرفاکس قابل حمل


John Haller فایرفاکس قابل حمل را به عنوان یکی از شاخه‌های اصلی پروژه فایرفاکس نوشته‌است. این نسخه قابلیت اجرا شدن روی درایو‌های USB Flash و CD-ROM و همچنین درایو‌های سخت خارجی و بعضی از پخش کننده‌های دیجیتالی موسیقی را دارد.تمام قابلیت‌های نسخه اصلی فایرفاکس در این نسخه هم موجود است و همچنین تمام گسترش‌های موجود هم با این نگارش سازگاری دارند. از ویژگی‌های این نگارش اجرای سریع آن روی دستگاه‌های USB است.


دانلود کنید

نوشته لارنس لسینگ، پروفسور حقوق، دانشگاه حقوق استانفورد
هر نسلی فیلسوف خود را دارد - نویسنده یا هنرمندی که انگاره‌های زمان خود را ثبت می‌کند. گاهی این فیلسوفها براحتی بازشناخته می‌شوند؛ اما اغلب چند نسل طول می‌کشد تا موضوع روشن شود. اما شناخته شده یا نشده، کسانی که ایده‌های عصر خود را بیان می‌کنند زمان را نشانه می‌گذارند، خواه در نجوای شعری یا در انفجار جنبشی سیاسی.
نسل ما هم یک فیلسوف دارد. او هنرمند یا نویسنده حرفه‌ای نیست. او برنامه‌نویس است. ریچارد استالمن کار خود را به عنوان برنامه‌نویس و معمار سیستم عامل در آزمایشگاه‌های دانشگاه MIT شروع کرد. او زندگی خود در عرصه عمومی را به عنوان یک برنامه‌نویس و معمار نرم‌افزار صرف بنیانگذاری جنبشی برای آزادی در دنیایی کرد که بطور فزاینده با «کد» معنا می‌شود.
«کد» فناوری به کار انداختن رایانه‌هاست. خواه در نرم‌افزار باشد یا در سخت‌افزار جای داده شده باشد مجموعه‌ای از دستورات است که ابتدا به کلمه نوشته می‌شود تا عملکرد ماشینها را جهت دهد. این ماشینها - رایانه‌ها - بگونه‌ای فزاینده زندگی ما را معنا و نظارت می‌کنند. آنها تعیین می‌کنند که چطور تلفنها با هم ارتباط برقرار کنند و چه چیزی از تلویزیون پخش شود. آنها تصمیم می‌گیرند که آیا ویدیو قابل جریان یافتن با یک اتصال باند پهن هست یا نه. آنها چیزی را که رایانه به کارخانه سازنده‌اش خبر می‌دهد کنترل می‌کنند. این ماشینها ما را اداره می‌کنند. کد این ماشینها را.
ما چطور باید بر این «کد» نظارت کنیم؟ چقدر آزادی نیاز است تا با کنترلی که اماکن‌پذیر می‌کند هماهنگ باشد؟ چه اقتداری لازم است؟
این سوالها زندگی استالمن را به چالش کشیده‌اند. او با کارها و کلماتش ما را وادار می‌کند تا اهمیت «آزاد» نگهداشتن کد را بفهمیم. آزاد نه به این معنا که کدنویسان مزدی نگیرند بلکه آزاد به معنای آنکه کنترل کدنویسان برای همه شفاف باشد و هر کسی حق به دست گرفتن کنترل و تغییر آن به شیوه‌ای که مناسب می‌داند را داشته باشد. این «نرم‌افزار آزاد» است. «نرم‌افزار آزاد» جوابی است به دنیای مبتنی بر کد.
«آزادی». استالمن ابهام این واژه را به شیوه خود به سوگ می‌نشیند. جایی برای سوگواری نیست. معماها مردم را به فکر وادار می‌کنند و واژه «آزاد» معمای خوبی است. برای گوشهای مدرن آمریکایی «نرم‌افزار آزاد» ایده‌آل است و غیرممکن. هیچ چیز حتی غذا مجانی نیست. چطور می‌شود که مهمترین کلماتی که حساسترین ماشینهایی را که دنیا را می‌چرخانند «مجانی» باشد. چطور جامعه‌ای متعادل می‌تواند اشتیاق چنین تصوری را داشته باشد؟
اعجاب کلمه «آزاد» در کاربردش برای ماست نه در خود واژه. «آزاد» حسهای گوناگونی برمی‌انگیزد که فقط یکی از آنها به «قیمت» برمی‌گردد. حس بسیار اساسی «آزاد» همان «آزادی» است که استالمن در عبارت «آزادی بیان» اشاره می‌کند یا شاید بهتر در عبارت «نیروی کار آزاد». نه آزاد به معنی مجانی بلکه آزاد به معنی محدودیت در کنترل شدن بوسیله دیگران. نرم افزار آزاد نظارتی شفاف دارد که تغییرپذیر است. مانند قوانین آزاد یا قوانین «جامعه آزاد» که وقتی آزادند که نظارت را قابل شناسایی و تغییرپذیر کنند. هدف «جنبش نرم‌افزار آزاد» استالمن این است که با «آزاد» نامیدن کد، هر قدر کد بیشتری را که می‌تواند شفاف کند و موضوع تغییر قرار دهد.
مکانیزم این انتقال ابزاری فوق‌العاده هوشمندانه به نام «کپی لفت» است که بواسطه پروانه‌ای به نام GPL اعمال می‌شود. با استفاده از قدرت قانون کپی‌رایت «نرم‌افزار آزاد» نه تنها اطمینان می‌یابد که کد باز می‌ماند و تغییرپذیر است بلکه نرم‌افزارهای دیگری هم که «نرم‌افزار آزاد» را مورد استفاده قرار می‌دهند (و به لحاظ فنی «کارهای مشتق شده» به حساب می‌آیند) هم باید خودشان آزاد باشند. اگر شما از نرم‌افزار آزادی استفاده و از آن اقتباس کنید و بعد نسخه اقتباس شده را بصورت عمومی منتشر نمایید، نسخه منتشر شده باید به همان اندازه نسخه‌ای که از آن اقتباس شده آزاد باشد. در غیر این صورت قانون کپی‌رایت نقض شده است.
«نرم‌افزار آزاد» مثل جوامع آزاد دشمنان خود را دارد. مایکروسافت با هشدار دادن درباره خطرناک بودن پروانه GPL به هر کسی که گوش می‌دهد جنگی بر علیه GPL برپا کرده است. هر چند آنچه خطر نامیده می‌شود اغلب توهم است. دیگران با «اجبار» GPL در پافشاری بر آزاد بودن نسخه‌های تغییریافته مخالفت می‌کنند. اما وضعیت اجبار برقرار نیست. اگر برای مایکروسافت اجباری نیست که از صدور اجازه به کاربران برای انتشار نسخه‌های تغییریافته محصول Officeاش بدون پرداخت (احتمالاً) میلیونها [دلار] خودداری کند پس برای GPL هم وقتی که بر نرم‌افزار آزاد ماندن نسخه‌های تغییریافته اصرار می‌کند اجباری وجود ندارد.
و کسانی هم هستند که پیام استالمن را افراطی می‌دانند. اما این پیغام افراطی نیست. در واقع بشکلی آشکار کار استالمن ترجمه ساده‌ای از آزادی به ارث رسیده به ما از دنیای پیش از کد است. «نرم‌افزار آزاد» اطمینان می‌دهد که دنیای تابع فرمان کد، به اندازه عرفی که پیش از دنیای کد شکل گرفته «آزاد» است.
برای مثال: یک «جامعه آزاد» با قانون نظم می‌گیرد. اما محدودیتهایی وجود دارد که هر جامعه آزادی بواسطه قانون بر این نظم لحاظ می‌کند. هیچ حکومتی که قواعدش از نظم پذیرفته شده تخطی کرده باشد در عرف ما جایی ندارد. قانون نظارت می‌کند. اما فقط وقتی که مرئی باشد. و قانون فقط وقتی مرئی است که شرایط آن آشکار باشد و بوسیله کسانی که نظمشان می‌بخشد یا نمایندگان کسانی که به آنها نظم می‌دهد (حقوقدانان، نمایندگان مجلس) قابل نظارت باشد.
این شرایط مربوط به قانون، به فراتر از کار یک نماینده مجلس توسعه می‌یابد. به اعمال قانون در دادگاه‌های آمریکا فکر کنید. حقوقدانان بوسیله مشتریانشان استخدام می‌شوند تا منافع آنها را تامین کنند. گاهی اوقات این منافع با دعوی قضایی تامین می‌شود. در دعوی قضایی حقوقدانان دادخواست می‌نویسند. این دادخواستها بر نظر مکتوب قضات اثر می‌گذارد. این نظرات مشخص می‌کند که چه کسی برنده یک پرونده خاص است یا اینکه آیا قانون بخصوصی می‌تواند بگونه‌ای استوار بر یک اساس اعمال شود.
تمام مصالح در این فرآیند به معنای مورد نظر استالمن آزاد هستند. دادخواستهای قانونی در دسترس و آزاد برای استفاده توسط دیگران‌اند. استدلالها شفاف (که با اینکه بگوییم درست هستند متفاوت است) و بدون اجازه گرفتن از حقوقدانان اصلی قابل استفاده‌اند. نظریاتی که ارائه کرده‌اند قابل نقل قول در دادخواستهای بعدی‌اند. می‌توان آنها را در دادخواست یا نظریه دیگری کپی یا جمع کرد. «متن کد» قانون آمریکا از طرح و از اساس برای همه باز و آزاد است. و حقوقدانان چنین می‌کنند - چون یکی از معیارهای دادخواست ماهرانه رسیدن به خلاقیت با استفاده دوباره از آنچه در گذشته اتفاق افتاده است. متن آزاد است؛ خلاقیت و اقتصاد بر آن بنا می‌شوند.
اقتصاد کد آزاد (و منظور من کد قانونی آزاد است) حقوقدانان را فقیر نمی‌کند. موسسات حقوقی توجه کافی به فرآوری دادخواستهای ماهرانه دارند حتی اگر آنچه ارائه می‌کنند توسط دیگران کپی شود. حقوقدان هنرمند است. کار او در اختیار عموم است گر چه هنر کار خیریه نیست. حقوقدانان مزد می‌گیرند. عرصه عمومی تقاضای چنین کاری بدون پرداخت وجه‌اش را ندارد. در عوض این اقتصاد با افزودن کارهای بعدی به قبلی پیشرفت می‌کند.
می‌توان وضعیت حقوقی متفاوتی را تصور کرد. دادخواستها و استدلالهایی که محرمانه نگهداری می‌شدند. حاکمانی که نتایج را اعلام می‌کنند اما دلایل را نه. قوانینی که در احتیار پلیس هستند اما شخص دیگری به آنها دسترسی ندارد. قواعدی که اجرا می‌شوند بدون اینکه قانون مربوط به آن توضیح داده شود.
می‌توان چنین جامعه‌ای را تصور کرد اما نمی توان «آزاد» نامیدن آن را هم متصور بود. حتی اگر انگیزش در چنین جامعه‌ای بهتر یا با تاثیر بیشتر تخصیص داده شود نمی‌توان چنین جامعه‌ای را آزاد دانست. آرمانهایی چون آزادی و زندگی در جامعه‌ای آزاد به چیزی بیش از ابزار موثر نیاز دارد. در عوض، باز بودن و شفافیت قیودی هستند که یک سیستم حقوقی بر آنها بنا می‌شود نه اختیاراتی که رهبران اگر مناسب بدانند به آن سیستم اضافه می‌کنند. زندگی زیر حکومت کد نرم‌افزار هم نباید جز این باشد.
کدنویسی دعوی قضایی نیست. این کار بهتر، غنی‌تر و مولدتر است. اما مسائل حقوقی مثال آشکاری از این است که چطور خلاقیت و انگیزش به کنترل کامل بر محصول تولید شده بستگی ندارد. مثل موسیقی جاز یا رمانها یا معماری، مسائل حقوقی بر اساس کارهای انجام شده قبلی بنا می‌شود. این افزودن و تغییر دادن همان خلاقیت همیشگی است. و یک جامعه آزاد همانی است که اطمینان می‌یابد مهمترین منابع‌اش به این معنا آزاد می‌مانند.
این کتاب برای اولین بار مجموعه‌ای از نوشته‌ها و سخنرانیهای ریچارد استالمن را به شیوه ای که باریک‌بینی و قدرت آنها را آشکار کند گرد هم می‌آورد. این مقالات دامنه وسیعی از کپی رایت تا تاریخ جنبش نرم‌افزار آزاد را دربرمی‌گیرد. اینها شامل استدلالهایی که خوب شناخته نشده‌اند و در میان آنها بویژه دلایل روشنگری وجود دارد از تغییر شرایطی که انتقال کپی رایت به دنیای دیجیتال را مشکوک می‌شمارد. این مقالات نقش منبع را برای کسانی بازی می‌کنند که می‌خواهند اندیشه‌های این مرد قدرتمند را درک کنند. قدرتمند در اندیشه‌هایش، اشتیاقش و در کمال خواهی‌اش. حتی اگر در تمام زمینه‌های دیگر ناتوان باشد. این نوشته‌ها به دیگرانی که می‌خواهند بر پایه این اندیشه‌ها چیزی بنا کنند ایده می‌دهد.
من استالمن را خوب نمی‌شناسم. اما آنقدر می‌شناسم‌اش که بدانم دوست داشتنش دشوار است. او پیشرو و ناشکیباست. خشمش بر دوستان به راحتی دشمنان زبانه می‌کشد. او انعطاف‌ناپذیر و سمج است؛ بر هر دو بردبار.
اما وقتی که دنیا بالاخره قدرت و خطر کد را بفهمد، وقتی که در نهایت ببیند کد هم مانند قانون یا حکومت باید شفاف باشد تا آزاد بماند، آن وقت ما به گذشته و به این برنامه‌نویس انعطاف‌ناپذیر و سمج می‌نگیریم و دیدگاهی را که برای به حقیقت پیوستن‌اش مبارزه کرد باز می‌شناسیم. دیدگاهی که در آن دنیا آزاد است و دانش از بند کامپایلر رهاست. و خواهیم دید که هیچ کسی کردار و گفتارش را به اندازه این مرد صرف ممکن کردن آن آزادی که جامعه فردا خواهد داشت نکرده است.
ما هنوز آن آزادی را نداریم. شاید در تامین آن شکست بخوریم. اما برنده یا بازنده در این مقالات تصویری از آنچه آن آزادی می‌تواند باشد ترسیم شده است. و حیاتی که چین کلمات و آثاری را خلق کرده الهاماتی در بر دارد برای هر کسی که مانند استالمن بخواهد برای ایجاد این آزادی بجنگد.
لارنس لسینگپروفسور حقوق، دانشگاه حقوق استانفورد

ما تعریف نرم‌افزار آزاد را ادامه می‌دهیم تا بطور واضح نشان دهیم که چه مواردی در مورد یک نرم‌افزار خاص باید صدق کند تا به عنوان یک نرم‌افزار آزاد تلقی شود.
«نرم‌افزار آزاد» موضوع آزادی است٬ نه قیمت. برای درک بهتر باید به معنای "free" در "free speech" فکر کنید٬ نه در "free beer".
نرم‌افزار آزاد در مورد آزادی کاربران برای اجرا٬ کپی٬ توزیع٬ بررسی٬ تغییر و بهبود دادن نرم‌افزار می‌باشد. بطور دقیق‌تر نرم‌افزار آزاد به چهار نوع آزادی برای کاربران یک نرم‌افزار اشاره می‌کند:
آزادی برای اجرای برنامه برای هر منظوری (آزادی ۰)
آزادی برای مطالعه و بررسی چگونگی عملکرد برنامه و تغییر آن برای نیاز خود (آزادی ۱).
دسترسی به کد منبع یک پیش‌شرط برای این آزادی می‌باشد.آزادی برای توزیع مجدد کپی‌هایی از آن٬ بنابراین شما می‌توانید به همسایگان [اطرافیان] خود کمک کنید (آزادی ۲).
آزادی برای بهبود برنامه و انتشار این تغییرات برای عموم٬ بنابراین تمام جامعه از آن بهره می‌برند (آزادی ۳).
دسترسی به کد منبع یک پیش‌شرط برای این آزادی می‌باشد.در صورتی برنامه‌ای یک نرم‌افزار آزاد به شمار می‌آید که کاربران آن همه‌ی این آزادی‌ها را داشته باشند. بنابراین شما باید برای توزیع مجدد کپی‌هایی از آن٬ خواه با اصلاحات و تغییرات و خواه بدون آن٬ خواه رایگان و خواه در ازای دریافت وجهی٬ برای هر شخصی و در هر جایی آزاد باشید. آزاد بودن برای انجام این کارها (در میان چیزهای [کارهای] دیگر) به این معنی است که شما مجبور به درخواست و پرداخت هزینه برای مجوز نیستید.
شما همچنین باید این آزادی را داشته باشید تا در برنامه تغییراتی ایجاد کنید و حتی بدون اشاره به وجود آنها٬ از آنها بطور خصوصی و برای کار خود استفاده کنید. اگر هم تغییرات خود را منتشر کردید٬ نباید ملزم به اعلام آن به شخص خاص و یا به روش خاصی باشید.
آزادی برای استفاده از برنامه به معنای آزادی هر شخص و یا سازمانی برای استفاده از آن برنامه بر روی هر سیستم کامپیوتری٬ برای هر کاری٬ و بدون نیاز به هر گونه ارتباط بعدی با توسعه‌دهنده و یا هر نهاد خاصی می‌باشد. در این نوع آزادی، هدف کاربر اهمیت دارد نه هدف توسعه‌دهنده؛ شما به عنوان یک کاربر آزاد هستید تا برنامه را برای هدف خودتان استفاده نمایید، و اگر برنامه را به شخص دیگری نیز بدهید، او هم آزاد است تا برنامه را برای هدف خودش استفاده نماید، شما حق ندارید هدف خودتان را به وی تحمیل نمایید.
آزادی برای توزیع مجدد کپی‌هایی از برنامه باید همانند [علاوه بر] کد منبع٬ شامل شکل باینری و اجرایی برنامه و برای هر دو نسخه‌ی تغییر یافته و تغییر نیافته نیز باشد. (توزیع برنامه‌ها در شکل اجرایی برای سیستم‌عامل‌های آزادی که به راحتی نصب می‌شوند ضروری است.) اگر هیچ روشی برای تولید شکل باینری و اجرایی برای برنامه‌ی بخصوصی وجود نداشته باشد٬ مشکلی نیست (زیرا بعضی از زبانها [ی برنامه‌نویسی] از آن ویژگی پشتیبانی نمی‌کنند). اما شما باید این آزادی را داشته باشید تا اگر روشی برای ارائه‌ی شکل باینری و اجرایی برنامه پیدا کردید٬ آن برنامه را مجددا به این دو شکل توزیع کنید.
به منظور داشتن آزادی برای تغییر دادن٬ و انتشار نسخه‌های بهبود یافته٬ شما باید به کدهای منبع برنامه دسترسی داشته باشید. بنابراین دسترسی به کد منبع یک شرط ضروری برای نرم‌افزار آزاد می‌باشد.
یکی از مهمترین روش‌های تغییر یک برنامه ادغام پیمانه‌ها و زیرروال‌های آزادِ موجود با برنامه اصلی می‌باشد. اگر مجوز برنامه بگوید که شما نمی‌توانید پیمانه‌های موجود را با برنامه ادغام نمایید، برای مثال اگر بخواهد که شما خودتان مالک کدی باشید که با برنامه اضافه می‌کنید، در این صورت این مجوز بیشتر از حد محدود کننده است تا به عنوان یک مجوز آزاد شناخته شود.
برای واقعی بودن [عملی و اجرا شدن] این آزادی‌ها٬ آنها باید تا وقتیکه شما هیچ کار اشتباهی [بر خلاف این آزادی‌ها] انجام نداده‌اید٬ غیر قابل فسخ و قطعی بمانند. اگر توسعه دهنده نرم افزار قادر باشد مجوز نرم افزار را٬ بدون این که شما کاری کنید که سبب این کار شود٬ باطل کند٬ این نرم افزار آزاد نیست.
با این حال بعضی قوانین خاص [که] درباره‌ی نحوه‌ی توزیع نرم‌افزار آزاد [می‌باشند]٬ هنگامی که با آزادی‌های مرکزی [اصلی] در تضاد نباشند٬ قابل قبول هستند. برای نمونه کپی‌لفت (به بیان خیلی ساده) قانونی است که [به موجب آن] شما به هنگام توزیع مجدد برنامه٬ نمی‌توانید محدودیت‌هایی به آن اضافه کنید تا آزادی‌های مرکزی را برای افراد دیگر انکار کنید [از بین ببرید]. این قانون نه تنها با آزادی‌های مرکزی در تضاد نیست بلکه از آنها محافظت نیز می‌کند.
بنابراین شما ممکن است پولی پرداخت کرده باشید تا کپی‌هایی از نرم‌افزار آزاد را بدست آورده باشید و یا ممکن است کپی‌ها را بدون پرداخت هزینه بدست آورده باشید. اما صرفنظر از اینکه چگونه کپی‌ها را بدست آورده باشید٬ شما همیشه این آزادی را دارید تا نرم‌افزار را کپی کنید و تغییر دهید و یا حتی کپی‌هایی از آن را بفروشید.
«نرم‌افزار آزاد» به معنای «غیر تجاری» نیست. یک برنامه‌ی آزاد باید برای استفاده‌ی تجاری٬ توسعه‌ی تجاری٬ و توزیع تجاری در دسترس باشد. توسعه‌ی تجاری نرم‌افزار آزاد دیگر غیر معمول نیست٬ بلکه چنین نرم‌افزارهای آزاد تجاری بسیار مهم هستند.
قوانین مربوط به نحوه‌ی بسته‌بندی یک بسته‌ی تغییر یافته نیز در صورتیکه بطور موثر [عملی و قابل اجرا] آزادی شما برای انتشار نسخه‌ی تغییر یافته را منع نکنند٬ قابل قبول هستند. قوانینی مانند «اگر شما برنامه را به این روش در دسترس قرار دادید٬ باید آن را به آن روش نیز در دست قرار دهید» نیز٬ با همان شرایط قبلی می‌توانند قابل قبول باشند. (به خاطر داشته باشید که چنین قانونی آزادی شما برای انتخاب انتشار و یا عدم انتشار برنامه را باقی می‌گذارد.) همچنین این برای اجازه‌نامه قابل قبول است تا لازم بدارد که اگر شما یک نسخه‌ی تغییر یافته از برنامه را توزیع کردید و توسعه‌دهنده‌ی قبلی یک کپی از آن را درخواست نمود٬ شما باید یک کپی برای او بفرستید.
در پروژه‌ی گنو٬ ما از «کپی‌لفت» برای حفاظت قانونی از این آزادی‌ها برای هر شخصی استفاده می‌کنیم. اما نرم‌افزارهای آزاد غیر کپی‌لفتی نیز وجود دارند. ما معتقدیم که دلایل مهمی برای اینکه چرا بهتر است از کپی‌لفت استفاده شود وجود دارند٬ اما اگر برنامه‌ی شما نرم‌افزار آزاد غیر کپی‌لفتی باشد٬ ما همچنان می‌توانیم از آن استفاده کنیم.
برای تشریح اینکه چگونه «نرم‌افزار آزاد»٬ «نرم‌افزار کپی‌لفت شده» و دیگر بخش‌های نرم‌افزار با یکدیگر در ارتباطند٬ بخش‌های نرم‌افزار آزاد را ببینید.
گاهی اوقات مقررات نظارتی صادرات و مصوبات تجاری دولت آزادی شما برای توزیع بین‌المللی کپی‌های برنامه را تحت تاثیر قرار خواهند داد. توسعه‌دهندگان نرم‌افزار این قدرت را ندارند تا این محدودیت‌ها را حذف و یا زیر پا بگذارند٬ اما کاری که می‌توانند و باید انجام دهند این است که از تحمیل این محدودیت‌ها به عنوان شرایط استفاده از برنامه سر باز زنند. به این ترتیب٬ این محدودیت‌ها بر فعالیت‌ها و اشخاص خارج از حوزه‌ی قضائی این دولت‌ها تاثیر نخواهد داشت.
اغلب اجازه‌نامه‌های نرم‌افزار آزاد بر اساس کپی‌رایت می‌باشند٬ ولی برای آن دسته از الزاماتی که بواسطه‌ی کپی‌رایت می‌توانند تحمیل شوند٬ محدودیت‌هایی وجود دارد. اگر یک اجازه‌نامه‌ی مبتنی بر کپی‌رایت آزادی را به روش‌هایی که در بالا توضیح داده شد محترم بشمارد [رعایت کند]٬ بعید به نظر می‌رسد که مشکلات دیگری که ما هرگز پیش‌بینی نمی‌کردیم بوجود بیاید (اگر چه گه گاه این اتفاق می‌افتد). اما بعضی از اجازه‌نامه‌های نرم‌افزار آزاد بر اساس قراردادها [contracts] می‌باشند٬ و قردادها می‌توانند شمار بیشتری از محدودیت‌های ممکن را تحمیل کنند. این بدان معناست که راه‌های بیشماری وجود دارند تا چنین اجازه‌نامه‌ای به طرز غیر قابل قبولی محدودکننده و غیر آزاد باشد.
ما نمی‌توانیم همه‌ی محدودیت‌های «قراردادها» که غیر قابل قبول هستند را فهرست کنیم. اگر یک اجازه‌نامه‌ی مبتنی بر قرارداد٬ کاربر را به یک روش غیر معمول طوری محدود کند که اجازه‌نامه‌ی مبتنی بر کپی‌رایت نتواند٬ و آن محدودیت در اینجا به عنوان یک عمل قانونی ذکر نشده باشد٬ ما درباره‌ی آن فکر خواهیم کرد و احتمالا آن را غیر آزاد تشخیص خواهیم داشت.
هنگامیکه درباره‌ی نرم‌افزار آزاد صحبت می‌شود بهتر است تا از به کار بردن عباراتی مانند «هدیه دادن» [give away] و یا «بطور رایگان» [for free] خودداری شود٬ زیرا این عبارات این مفهوم را می‌رسانند که موضوع در مورد قیمت می‌باشد٬ نه آزادی. بعضی عبارات معمول مانند «کپی غیر قانونی» [piracy] مفاهیمی در بر دارند که ما امیدواریم شما بر آنها صحه نگذارید. برای بحث در مورد این عبارات بخش کلمات و عبارات گیج‌کننده که اجتناب از آنها با ارزش است را ببینید. ما همچنین فهرستی از ترجمه‌های «نرم‌افزار آزاد» به زبانهای مختلف داریم.
در نهایت بخاطر داشته باشید که معیارها و ظوابطی مانند آنها که در تعریف نرم‌افزار آزاد ذکر شدند٬ برای تفسیر به تفکری دقیق نیاز دارند. برای تصمیم‌گیری در مورد اینکه آیا اجازه‌نامه‌ی نرم‌افزار خاصی صلاحیت اجازه‌نامه‌ی نرم‌افزار آزاد بودن را دارد٬ ما آن را بر مبنای همین ظوابط در نظر می‌گیریم تا تصمیم بگیریم که آیا معنی و مفهوم آن به خوبی کلمات و عبارات در آن٬ مناسب هست. اگر اجازه‌نامه‌ای شامل موارد نامعقول باشد٬ ما آن را رد می‌کنیم٬ حتی اگر آن مورد را در این معیارها پیش‌بینی نکرده باشیم. بعضی اوقات درخواست‌های یک اجازه‌نامه پی‌آمدی پیش می‌آورد که قبل از اینکه تصمیم بگیریم آیا این درخواست‌ها قابل قبول هستند٬ تفکر بسیاری شامل بحث و مذاکره با یک وکیل را مطالبه می‌کند. هنگامیکه ما درباره‌ی یک موضوع جدید به نتیجه می‌رسیم٬ غالبا این معیارها را به روز می‌کنیم تا راحت‌تر ببینید که چرا اجازه‌نامه‌های خاص صلاحیت دارند و یا ندارند.
اگر علاقمند هستید تا ببینید که آیا اجازه‌نامه‌ی خاصی صلاحیت اجازه‌نامه‌ی نرم‌افزار آزاد بودن را دارد٬ فهرست اجازه‌نامه‌های ما را ببینید. اگر اجازه‌نامه‌ای که برای شما مهم است در آنجا فهرست نشده است٬ می توانید با فرستادن ایمیل به آدرس از ما درباره‌ی آن سوال کنید.
اگر در نظر دارید تا یک اجازه‌نامه‌ی جدید بنویسید٬ لطفا با همان آدرس با بنیاد نرم‌افزار آزاد تماس بگیرید. تکثر اجازه‌نامه‌های مختلف نرم‌افزار آزاد به معنی کارهای زیاد انجام شده برای کاربران در جهت درک اجازه‌نامه‌ها می‌باشد. ممکن است ما بتوانیم به شما کمک کنیم تا اجازه‌نامه‌ی نرم‌افزار آزادی را پیدا کنید که نیازهای شما را برآورده می‌کند.
اگر این غیر ممکن بود٬ و شما واقعا به یک اجازه‌نامه‌ی جدید نیاز داشتید٬ با کمک ما می‌توانید مطمئن باشید که اجازه‌نامه واقعا یک اجازه‌نامه‌ی نرم‌افزار آزاد هست و از مشکلات عملی گوناگون اجتناب کنید.
--------------------------------------------------------------------------------
گروه دیگری استفاده از عبارت «متن‌باز» [Open Source] برای رساندن مفهومی نزدیک به (و نه دقیقا) «نرم‌افزار آزاد» را شروع کرده‌اند. ما عبارت «نرم‌افزار آزاد» را ترجیح می‌دهیم٬ زیرا به محض شنیدن آزادی را به ذهن می‌آورد٬ نه قیمت را.

azilla azilla azilla azilla

 

تمامی محتوای این وبلاگ تحت لیسانس کپی لفت می باشد و استفاده از مطالب آزاد می باشد